



عبدالرضا تاجيك را در خيابان گير آوردم - داشت از آزادياش استفاده ميكرد!گرفتمش كه كمي اين شهر خاموش را بگرديم - سياه پوشيده بود - نپرسيدم چرا - ميتوان حدس زد-
اول رفتيم منزل دكتر ملكي كه خواب بود و خسته - قرار شد جمعه، دوباره خدمتش برسيم
بعد از ظهر هم رفتيم منزل سرسبز دكتر مرتضي كاظميان عزيز
همه سبز بودند -
شكر خدا كه كيان پدرش را ديد كه از سفر اصفهان بازگشته است! والبته برايش عجيب بود كه چرا
هركس سفر اصفهان ميرود ريشو برميگردد
تكلمه: عكسهاي بلاگر بعضي جاها مسدود است اگر با جاي خالي عكس مواجه شديد به اين نكته توجه داشته باشيد