جلسهي محاكمه علني نبودماجراي محاكمهاي كه امروز به مهمترين خبرايران مبدل شده است، از جنبههاي مختلفي بررسي شده و نويسندگان و گويندگان هر كدام به شكلي آنرا ارزيابي كردهاند. بررسيهاي حقوقي كم نبوده. بخشي از اين نوشتهها در
روزنامه اعتماد ملي امروز منتشر شد. نوشتهي دكترسيد محمد هاشمي( حقوقدان برجسته ايراني) و يادداشتهاي صالح نيكبخت و سيد محمد عليزاده طباطبايي.از طرفي برخي دوستان هم به جنبههاي اخلاقي و احساسي ماجرا پرداختهاند و اينكه نوميد نبايد شد، كه سخني است كاملا درست و به زبان ديگر بايد «ايمان» داشت.
اظهارات آقايان ابطحي و عطريانفر چند بخش داشت كه مهمترين آن سخنانشان دربارهي تقلب در انتخابات است و به نظر ميرسد كه نمايش مزبور، صرفاً تلاشي است براي القاي اين امر كه تقلبي در انتخابات صورت نگرفته و اينهمه هياهو و اعتراضها و خونهاي ريخته شده بدليل سوءتفاهمي نادرست بوده است. اما در ترتيب دادن اين نمايش، توجه نشده بود كه بر فرض محال اگر حرفهاي اين آقايان از روي اختيار هم بوده باشد، نميتواند به معني نفي تقلب محسوب شود. تنها چيزي كه از اين سخنان درميآيد آن است كه آقايان ابطحي و عطريانفر بعد از ماهها حبس به اين نتيجه رسيدهاند كه تقلبي نشده است.
براي رسيدگي به اين مسأله كه آيا تقلبي شده يا نشده، دادگاهي جداگانه و «بيطرف و مستقل» لازم است كه به شكايتها و شواهد رسيدگي كند، تا معلوم شود اين ادعا درست است يا نه. و تا وقتي چنين دادگاهي تشكيل نشده دربارهي صحت و سقم تقلب نميتوان سخني حقوقي گفت. اما بهلحاظ فردي چون آقايان خاتمي و موسوي رسماً از تقلب در انتخابات و كودتاي «مخملي» سخن گفتهاند، ما بايد بين راستگويي وزارت كشور آقاي احمدينژاد از يك طرف و راستگويي سيد محمد خاتمي و مير حسين موسوي يكي را انتخاب كنيم. و البته معلوم است كه مردم چه كساني را راستگوتر ميدانند.
اما هدف از اين نوشتار كوتاه بيان نكتهاي «جزئي»! اما مهم است. ميرحسين موسوي امروز
بيانيهاي داده و در آن تأكيد كرده است : « از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند.» شاهد اين سخن را ديروز، تلوزيون ايران بارها پخش كرده است.
محمد علي ابطحي در جايي از سخنان خود كه دربارهي اسم رمز «تقلب» سخن ميگويد ناخواسته اعلام ميكند: « ...من تقلب رو ديروز در بين جمع دوستاني كه همينجا بودن باهاشون صحبت ميكردم.. »
اين سخن به اين معني است كه روز قبل از آن هم «در بين جمع دوستان» و در «همانجا» جلسهاي بوده است. و شايد روزهاي قبل از آن؟ و از كجا معلوم كه اين فيلم ضبط شده مربوط به جلسه ديروز باشد؟ دادگاه كه علني نبود و البته نمايش آن بصورت علني، نياز داشت كه گروهي از دوستان در دادگاه حاضر باشند. اكنون ميتوان سناريو را حدس زد.
احتمالا اين نمايش بارها تمرين شده است. ممكن است در روزهاي اول متهمان ندانستهاند كه دادگاه نمايشي است و حرفهاي ديگري زده باشند، و بعد كه ماجرا معلوم شد، به ناچار به بازي تن دادهاند. ممكن هم هست كه از ابتدا ميدانستند ماجرا چيست و شايد به همين دليل برخيها نبودند. مثل تاجزاده يا حجاريان؛ آيا آنها حاضر به شركت نبودند يا براي برنامهاي ديگر نگاه داشته شدهاند؟
اگرچه پاسخ اين پرسشها شايد به اين زودي مشخص نشود، اما پاسخ يك پرسش از سخنان ابطحي كاملا مشخص است: جلسهي محاكمه علني نبود. و از آن جالبتر نكتهاي است كه از ابتداي اين حادثهي بزرگ و در همهي برنامههاي نمايشي؛ وجود دارد: هرچقدر هم كه دقت شده، باز هم «گاف» كم نبوده است.