زمستان
پراکنده نوشته‎هاي محمد حيدري
Friday، June 17، 2005

روز راي گيري
تهران - چند دقيقه اي از ساعت شش بعد از ظهر گذشته بود که رفتم راي دادم. جمعيت زيادي نبود.البته سربازي که آنجا ايستاده بود گفت به خاطر گرماي هوا جمعيت کم شده و صبح شلوغتر بوده است. حدس مي زد که از ساعت هفت به بعد شلوغترين لحظات باشد. معمولا چون وقت راي گيري تمديد ميشود خيلي ها مي گذارند آخر وقت راي مي دهند که هم هوا بهتر باشد و هم بيشتر فکر کنند!چند دقيقه اي توي صف بودم. چند نکته قابل تامل وجود داشت.عکسهاي احمدي نژاد در ديوارهاي اطراف حوزه خيلي زياد بود. چند تايي را با نوار چسب چسبانده بودند.کاملا جديد بود و جالب آنکه دختر خانمي که از جلوي آن رد مي شد با خشم فحشي هم داد! داخل حوزه هم چند نفر را ديدم که هنوز نمي دانستند به چه کسي راي دهند! با هم صحبت مي کردند و البته چون وقت تبليغات گذشته من هم حرفي نزدم. اما به اين فکر مي کردم که ظاهرا خيلي ها معين را نشناخته اند. يعني نمي دانند که نماينده کدام جريان است. ديگر اينکه فکر نمي کنم مشارکت مردم بالاتر از 60 درصد برود.
گفته مي شود که در بعضي حوزه ها و خصوصا در شهرستانها تخلفهايي صورت گرفته و هنوز هم برخي افراد وابسته به ارگانهاي نظامي تبليغ کانديداي مورد نظر خود را مي کنند. اگر آنطور که گفته شده تبليغ احمي نژاد زياد باشد به نظر من اين به ضرر راست خواهد شد. سعي مي کنم يک گشتي هم در اطراف بزنم . حرفهاي زيادي دارم که گذاشته ام براي بعد از انتخابات. خصوصا با دوستان و همفکران خودمان.
در مناطق مرکزي تهران راي راستگرايان کاملا سرشکن شده است. با دوستاني که صحبت کردم مي گفتند عموما راي هاي ديگران را که ديده اند و به راست بوده يکسان نبوده است و متشتت است. گفته مي شود در شمال شهر راي معين خيلي بيشتر از ديگر مناطق است. ظاهرا راي کروبي هم در جنوب شهر کم نيست.بالاخره پنجاه هزار تومان کم نيست . بايد تاسف خورد به حکومتي که بعد از سه دهه اکنون همه کانديداهاي رياست جمهوري آن به فقر در کشور و ستمهاي بي اندازه به مردم معترفند و براي جلب راي هر کاري مي کنند.حوزه هاي راي گيري در تهران هر لحظه شلوغتر هم مي شود. مثل دور دوم رياست جمهوري خاتمي. ظاهرا راي معين بعد از ظهر خواهد بود!
شهرستانها- شيراز را شنيدم که راي معين خيلي بالاست. گفته مي شود تعرفه ها کم آمده و مردم در صفها منتظر رسيدن تعرفه راي هستند.عجيب تحرکي در شيراز گزارش مي شود. شنيده ام که راي اصفهان و اهواز و کردستان هم همينطور است. با يکي از دوستان در تبريز هم صحبت کردم ميگفت در تمام روزهاي تبليغ انتخاباتي جلسات سخنراني معين و مهر عليزاده از ديگران شلوغتر بوده است. مهر عليزاده بدليل آذري زبان بودنش و معين هم که معلوم است. من هميشه نسبت به آذربايجان احساس خاصي دارم. برخلاف خيلي از نقاط ايران در آذربايجان راي مردم بيشتر به مسائل ملي توجه مي کند و نه قومي. دوستم مي گفت جلسات معين خيلي شلوغتر ميشد. فيلم مصاحبه با حجاريان هم آنجا بصورتي گسترده توزيع شده است. اين دوستم ميگفت خودش حداقل 15 نسخه از آن را تکثير کرده و بين مردم توزيع کرده است. امروز هم گويا فضا به نفع معين بوده است. با مازندران هم صحبت کردم. گرچه پايگاه راست در آنجا قوي است اما فکر مي کرد حتي در اينجا هم راي معين بيشتر باشد. نکته مهم که ميگفتند آن بود که راي معين سازمان يافته است و کساني که به او راي مي دهند مي دانند که چه مي خواهند اما راي به راست خيلي متشتت و پراکنده شده است. ظاهرا وضعيت هاشمي خيلي بد است. فکر ميکنم در سه نفر اول هم نباشد!
اميدوارم که معين در همان مرحله اول راي بياورد. ميدانم که نوشتن اين حرفها که معمولا هم از سر خوشبيني است ممکن است همين فردا منجر به شرمندگي شود .اما فکر مي کنم اگر مشارکت مردم زياد باشد ( بالاي 60 درصد) معين رئيس جمهور خواهد شد و البته اگر راي ها نزديک به هم باشند امکان جابجايي و تقلب زياد است. حداقل امروز را به دوستان بايد روحيه داد!


نگرانی ها درباره امکان تقلب و تحرکات غیر قانونی سازمان یافته

اعلام خطر خاتمی
پروژه ويژه در ساعات آخر
کتک کاری طرفداران معین
پيروزي معين نظام را در وضعيت بحران قرار مي دهد
دبير شوراي نگهبان در نامه اي به رئيس جمهور از دخالت نظاميان در انتخابات دفاع کرد
نظرسازي شوراي نگهبان
پاسخ سخنگوی دولت به شورای نگبان
حرفهای منتسب به رئيس ستاد فرماندهي کل قوا
اعتراض رئيس ستاد انتخاباتي معين نسبت به اقدام خلاف قانون بخش خبر عربي راديو
ستادهاي رفسنجاني و قاليباف درخصوص انصراف معين شايعه سازي مي کنند
دروغ پردازي درباره احتمال کناره گيري معين در سايت آفتاب
بيانيه معين: خبر انصراف من کذب است
محموله مشکوک هواپيماي يک نامزد توسط نظاميان به طورغيرقانوني در ياسوج تخليه شد
نظر سنجي بازتاب؟

این مطالب را هم ببینید
برخورد نيروي انتظامي با وبلاگ نويسان حامي معين
اين جمله از مهندس سحابي است!
نوشته مهم دکتر معين در پاسخ به نوشته فاني يزدي
نوشته خشايار ديهيمي

Thursday، June 16، 2005

درباره تحریم کنندگان انتخابات چیزهایی نوشته ام در نشریه اینترنتی روز. تصور میکنم آنقدر طولانی شده که بهتر است چیزدیگری نگویم و فقط آنرا نقل کنم.

تحريم يا ضد تحريم

بايد پذيرفت که اکنون صحنه رقابتهاي سياسي ايران در آستانه انتخابات به رقابت تمام عياردو شيوه متفاوت براي پيگيري مطالبات آزاديخواهانه مبدل شده است و اصلي ترين رقابت، ميان رفورميست ها با گروهي است که شيوه هشت سال گذشته را براي دستيابي به دموکراسي و حقوق اساسي مردم کافي نمي دانند و به اين ترتيب پيشنهاد کناره گيري از انتخابات را مي دهند.البته حداقل نويسنده اين يادداشت تاکنون نشنيده است که تحريم کنندگان چه راهکار عملي مشخصي براي پس ازآن دارند که صرفا با تن دادن به تحريم محقق مي شود. به بيان ديگر مزيت تحريم بايد در راهکاري باشد که اگر تحريم نکرديم امکان پيگيري و استفاده از آن وجود نداشته باشد. فرضا اگر ما بپذيريم که مردم ايران آمادگي مبارزه منفي و مقاومت مدني دارند، پرسش آن خواهد بود که اين تاکتيک چه تناقضي با شرکت در انتخابات دارد و مگر نمي توان با انتخاب دولتي اصلاح طلب از يک سو و مقاومت منفي از سوي ديگر شتاب تحولات را تشديد کرد؟ و يا اگر بپذيريم که هم فشار و هم چانه زني از پايين محقق مي شود (يعني باز هم تحرک صرف در جامعه مدني) و هم مي بايست به تقويت اپوزيسون تا جايي که حکومت توان ناديده گرفتن آن را نداشته باشد اقدام کرد، آنچنان که احمد زيد آبادي مي گويد، معلوم نيست که چرا اين روشه ا تنها در صورت تحريم انتخابات محقق خواهد شد و مثلا چه تنافري است ميان انتخابات و اين فشار و چانه زني از پايين يا تقويت اپوزيسيون؟ آيا نمي شود در دوره دولتي که معتقد به حقوق مردم و مايل به پيگيري آن و البته ناتوان از اعاده حقوق مردم و عمل به وعده هاي خويش است، دست به کار فشار و چانه زني از پايين و تقويت اپوزيسيون شد و حتما بايد دولتي نظامي يا مستبد برسر کار آيد که امکان تحرک مدني فراهم شود؟ در واقع به نظر مي رسد که ميان همه راهکارهاي پيشنهادي تحريم کنندگان داخل ايران و کثيري از تحريم کنندگان مهاجر هيچ گونه تناقض و تنافري با شرکت در انتخابات وجود نداشته باشد وامکان جمع هر دو اين تاکتيک ها ممکن گردد .
در اين ميان تنها يک نکته وجود دارد که ظاهرا منجر به تفاوت اين دو ديدگاه مي شود و آن، تاکيد تحريم کنندگان بر استعداد مشروعيت زدايي روش خود از حاکميت محافظه کار ايران است. تحريم کنندگان معتقدند که شرکت در انتخابات منجر به مشروعيت بخشي حکومت محافظه کار ايران مي شود و با روش تحريم، امکان مشروعيت زدايي و در نتيجه تحت فشار قرار گرفتن آن خواهد بود و زمينه تمکين حکومت به خواست مردم فراهم مي شود. از سوي ديگر ظاهرا تحريم کنندگان معتقدند که اين روش سريعتر از روش رفورميستي سالهاي اخير به نتيجه مي رسد و مردم زودتر از منافع آن بهره مند خواهند شد. ليکن به نظر مي رسد که درستي هر دوي اين مزيت هاي نسبي با توجه به واقعيتهاي جامعه ايران و وضعيت جهاني، زير سوال باشند. درباب مشروعيت حکومت بايد دو موضوع را از هم تفکيک کرد. اينکه مشروعيت زدايي روش تحريم، آيا در داخل ايران به کار مي آيد يا در خارج؟
ابتدا وضعيت داخل را در نظر آوريم. اولين نکته در آنست که نهادهاي رسمي جمهوري اسلامي ايران و مفسران رسمي قانون اساسي اصولا هيچ گاه به مشروعيت مردمي اعتقادي ندارند و صريحا و بي تعارف منبع مشروعيت حکومت را امر قدسي اعلام مي کنند و حتي اگر خواستار شرکت مردم در انتخابات نيز مي شوند صرفا در مقام "جدل" است و نه "استدلال" و آن هم براي"بسته شدن دهان" کشورهاي خارجي است که معمولا چنين کوششي صورت مي گيرد. اينکه بانفوذترين جريانهاي محافظه کار حاکم، اعلام مي کنند که حکومت و حاکم آن، مشروعيت الهي دارند ونه مردمي؛ دو مساله را مشخص ميکند. اول اين که حاکمان در داخل ايران چيزي به نام مشروعيت مردمي را قبول ندارند که نگران از دست رفتن آن باشند و از سوي ديگر مردم نيز اين مساله را کاملا مي دانند و بارها شنيده اند و نيازي به کشف اين نکته در يک انتخابات نيست. از سالها قبل نيز اين مساله روشن است و اگر قرار باشد اعتراضي يا جنبشي در مخالفت با آن انجام شود با شرکت يا بدون شرکت در انتخابات نيز ممکن خواهد بود. اتفاقا به نظر مي رسد که مردم با شرکت در انتخابات بهتر مي توانند نشان دهند که مشروعيت قدسي را نمي پذيرند. چنانچه هشت سال قبل با وجود اعلام علني حمايت حکومت از ناطق نوري در سال،1376 به ديگري راي دادند و به اوامر قدسي عمل نکردند. امروز نيز اگر قرار باشد که عدم شرکت در انتخابات منجر به بحران مشروعيت داخلي براي حاکميت شود، اتفاقا راي مردم به معين و نامزد مشترک مشارکت و نهضت آزادي وملي - مذهبي ها اين بحران را به وجود خواهد آورد، چرا که براي نمونه عدم مشارکت بي سابقه مردم در انتخابات دوره دوم مجلس خبرگان رهبري و همچنين رياست جمهوري دوره دوم هاشمي و به دنبال آن انتخابات شوراها در دور دوم و بالاخره مجلس هفتم، حاکميت محافظه کار را کمتردچار بحران مشروعيت در داخل کرد تا انتخابات رياست جمهوري تابستان1376. اين شرکت بي سابقه مردم در انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري بود که "نه بزرگ" به حاکميت محافظه کار تلقي شد ونه مثلا انتخابات مجلس هفتم. چرا که به هر حال بخشي از مردم ايران با اعتقاد به مشروعيت قدسي حاکميت در هر انتخاباتي شرکت مي کنند و متوسط مشارکت مردم از متوسط مشارکت در بسياري از کشورهاي داراي دموکراسي مستقر بيشتر مي شود. اين سخن البته به معني توصه به مشارکت در هر انتخاباتي نيست، بلکه صرفا آن انتخاباتي را در نظر دارد که راي مردم در آن استعداد نمايان کردن "پاسخ منفي" را داشته باشد. انچنان که اين انتخابات و همچنين انتخابات شوراها در دور دوم، چنين استعدادي دارد و داشت.
مرتبه دوم مشروعيت زدايي که احتمالا مورد نظر تحريم کنندگان نيز همين مرتبه است ، بحران مشروعيت حاکميت محافظه کار در خارج از ايران است. تحريم کنندگان اميدوارند که با کاهش مشروعيت مردمي حکومت ايران فشارهاي بين المللي بر ايران افزايش يابد و اين فشارها نهايتا منجر به گشايش فضاي سياسي در ايران و بالاخره استقرار دموکراسي در آن شود. به نظر مي رسد که اين تصور نيز نادرست است. چرا که تحريم انتخابات در سالهاي گذشته و در بدترين حالت منجر به کاهش قدرت چانه زني راستگرايان ايران با طرف هاي خارجي شده است و نه چيز ديگر. نيز، تنها نتيجه عملي که کاهش قدرت چانه زني بين المللي دارد برباد رفتن هرچه بيشتر منافع ملي در معامله هاي پشت درهاي بسته است. در همين روزهاي گذشته اخبار متعددي از چراغ سبزهاي طرفهاي بين المللي مذاکرات با ايران منتشر شد که حتي يکي از اين موارد اعتراض شيرين عبادي را هم درپي آورد و نگران معامله اروپا بر سر حقوق بشر شد. قبول عضويت اوليه ايران در WTO و حتي حرف هايي در باره احتمال پذيرش غني سازي اورانيم در حدي تقليل يافته از اخبار ديگر در اين زمينه است. وضعيت حقوق بشر را هم همه مي دانند. ناصر زرافشان در زندان با مرگ مي جنگد. اکبر گنجي به حبس بازگشته و اعتصاب خود را آغاز کرده و زندانيان ملي _ مذهبي نيز احتمالاً تنها مرخصي شان تمديد شده است. تازه اين وضعيت در بهترين شرايط و در آستانه انتخابات رياست جمهوري است که حاصل مي شود! از طرفي معلوم نيست که در پشت درهاي بسته براي گرفتن اين امتيازها چه امتيازهايي واگذار شده است. بنابراين اين تصور که بعد از يازده سپتامبر همه چيز تغيير کرد و دکترين روابط بين الملل بر روال دوره جنگ سرد نمي چرخد و غرب حتي براي حفظ منافع خود مجبور به حمايت از دموکراسي است و... چندان منطبق با واقعيت ها نيست و هنوز هم امکان معامله در هر سطحي وجود دارد.
حتي اگر بپذيريم که در صورت عدم شرکت مردم در انتخابات بنيان مشروعيت واقعي حاکميت محافظه کار به خطر مي افتد بايد به اين نکته نيز توجه کنيم که در چنين صورتي امکان تداوم آن نيزهمچنان وجود خواهد داشت. مگرآنکه تحريم کنندگان به تحولات غيبي معتقد باشند و اينکه بالاخره روح زمان منجر به زوال استبداد خواهد شد ، که بايد تاکيد کرد اتفاقا مشخص نيست که اين تحولات محتوم تاريخي چند سال بطول انجامد و زماني که امکان يک عمل سياسي واقعي و هر چند کوچک فراهم است، حواله کردن آينده ايران به امور موهوم خطر بيشتري دارد.
از طرفي، ادعاي سريع تر بودن روش تحريم براي رسيدن به دموکراسي نيز بدون دلايل منطقي است. چرا که علاوه بر آنچه گفته شد مسير احتمالي آينده و طي طريق در آن کاملا نامشخص و مبهم است ونمي توان با فرض بي دليل سرعت بيشتر توصيه به ورود در آن کرد. همچنانکه عدم تحريم نيز دقيقا همين وضعيت را دارد و درباره آينده آن و سرعت حصول به دموکراسي نمي توان سخني قاطع گفت.تنها راه انتخاب ميان اين دو طريق شايد توجه به تناسب هزينه و دستاوردهاي آن باشد و به نظر ميرسد که با شرکت در انتخابات هزينه کمتر و دستاورد بيشتري به دست آمده و از سوي ديگر، در مسير دموکراسي خواهي نيز انحرافي به وجود نمي آيد.

Wednesday، June 15، 2005

باید نگران بود
چند روزی است که تا نیمه های شب بیرون می چرخم.از نوشتن حرفهای روشنفکری صد تا یه غاز کاری ساخته نیست.باید رفت مردم کوچه و خیابان را راضی کرد. وقتی که رودر رو صحبت می کنی تاثیر بیشتری دارد.امروز آخرین روز است و طبق برنامه با چند تن از دوستان در میدان راه آهن خواهیم ایستاد. چه کار دیگری از ما ساخته است؟ من هم می دانم که این آقایان خیلی مشکل دارند ام اولا کیست که مشکلی نداشته باشد و از همه گذشته اش بتوان دفاع کرد؟ و دیگر اینکه اهمیت ماجرا در این است که پروژه آغاز شده در این سالها ادامه یابد.هرچند آرام و کم اثر ؛ اما از توقفش و بازگشت به نقطه صفر باید نگران بود.باید نگران بود که باز هم خودخواهی ها واختلاف نظرهای روشنفکری سرنوشت مردم را بازی ندهد.باید نگران بود از روزهای آینده.

Tuesday، June 14، 2005

چیزی نوشته ام برای اقبال که با جرح و تعدیلهلی بسیار منتشر شده است. بخشی از این جرح و تعدیلها برای کوتاه شدن مطلب بود و برخی دیگر برای همان ملاحظات معمول روزنامه نگاری در ایران. جالب است که هنوز و با وجود تحرک نسبی اصلاح طلبان و حتی رادیکالیسم بی سابقه آنها در گفتار هنوز هم در چاپ این حرفها جسارت ندارند. البته باید حق هم داد چرا که ماندن روزنامه مهمتر است. به هر حال تاجایی که یادم مانده من تغییرات را حذف میکنم و همان چیزی که نوشته بودم اینجا میگذارم . متن روزنامه را هم اینجا ببینید.

انتخاب يك روش
اين روزها، بي‌ترديد روزهاي سرنوشت‌سازي است براي ايران. اين سخن نه به معناي اهميت غيرواقعي و نادرست دادن به انتخابات، بلكه به دليل اهميت انتخابي است كه ملت ايران در پيش دارد و اين انتخاب، نه فقط انتخاب يك رئيس جمهور، بلكه انتخاب يكی از دو «روش» موجود براي پياده كردن انديشه‌اي مشترك است. به بيان ديگر، انتخاب يا عدم انتخاب دكتر مصطفي معين نيست كه اهميتي اساسي دارد، بلكه انتخاب روش تحول‌خواهي ـ اينكه اصلاح‌طلب باشيم يا انقلابي، رفورميست باشيم يا راديكاليست و اينكه اولترا چپ باشيم يا سوسياليت ـ است كه اهميت دارد. امروز نيروهاي رفورميست ايران با تمام قوا حاضر شده و مردم را به «روش ‌تغيير آرام» در عرصه قدرت فرامي‌خوانند و از سوي ديگر راديكاليست‌ها نيز با همه نيروي خود مردم را به «شيوه تغيير راديكال» فرا مي‌خوانند. در اين ميان بايد توجه كرد كه رقابت اصلي نه ميان محافظه‌كاران و راست افراطي از يك طرف با رفورميست‌ها، بلكه بدون حظور راست ، رقابت ميان دو «روش» مختلف تغيير است. در واقع «راست افراطي» از سال‌ها قبل در اين رقابت شكست خورده و توانايي رقابت با رفورم را از دست داده است. اما با توجه به وضعيت ايران در سال‌هاي اخير و رشد «انديشه» راديكال در میان نيروهاي آزاديخواه، برخي از اين نيروها به سوي «روش» راديكال نيز كشيده شده‌اند.
مقاومت‌هاي كاملاً پيداي حاكميت محافظه‌كار در برابر هرگونه تحول سياسي، كليه نيروهاي آزاديخواه ايران ـ ميان اپوزيسيون و پوزيسيون ـ را در «انديشه» تحول‌خواهي راديكال كرد. اين راديكاليسم كه روز به روز بر شدت آن افزوده مي‌شود، نشان از تغيير در گفتمان مسلط بر انديشه تحول‌خواهي ايران دارد. مواضع راديكال نيروهاي اصلاح‌طلب در جبهه مشاركت، نيروهاي ملي‌ ـ مذهبي، ملي و چپ ايران (نهضت آزادي، جنبش مسلمانان مبارز، جبهه ملي ايران، جمهوريخواهان، چپ‌هاي نو و روشنفكران لائيك) همه، نشان‌دهنده آن است كه بدنه نيروهاي آزاديخواه ايران، جملگي به انديشه راديكال روي آورده‌اند. امروز ديگر كسي درباره ضعف قانون اساسي و ساختارهاي حقوقي در تأمين خواسته‌هاي مردم، امتناع حصول دموكراسي در ساختار حقوقي امروز ايران، لزوم تحول اساسي در ساختار قدرت، وجوب جلوگيري از فعاليت مافياي سياسي و اقتصادي گسترده‌اي كه حتي از آدمكشي هم ابايي ندارد، نقد چارچوب‌هاي حكومت مطلقه، لزوم تن دادن به حقوق بشر و حقوق زنان، آزادي كليه زندانيان سياسي و زندانيان انديشه، آزادي بيان و... ترديدي ندارد. همه نيروهاي آزاديخواهان ايران در «انديشه» بر سر اين مفاهيم توافق كرده‌اند، اما آنچه متفاوت است، شيوه و روشي است كه براي رسيدن به اين آرمان‌ها در پيش گرفته‌اند.
دكتر مصطفي معين، با توجه به مواضع سياسي بي‌سابقه‌اي كه در طول ماه‌هاي اخير و خصوصاً هفته‌هاي اخير داشته است به لحاظ «انديشه»، كاملاً در ميان نيروهاي تحول‌خواه ايران قرار گرفته است، ليكن روشي كه او و حاميانش براي پيگيري مطالبات خود پيشنهاد مي‌كنند، «روش تغيير‌ آرام» است.در واقع اختلاف اين دو نيروي رقيب، بر سر روش است و نه انديشه. ليكن بايد تأمل كرد كه كدام «روش» با توجه به شرايط ايران، واقعي‌تر و عملي‌تر است؟
در میان بخش بزرگی از نیروهای تحول خواه ایران نام مصدق و راه او بعنوان تنها گزینه مورد قبول آنا در عرصه سیاست قرن گذشته ایران مطرح است. آنها در هر تجمعی و با هر فرصتی احترام خود را به نام مصدق ابراز میکنند و او را الگوی مبارزه واقعی خود می دانند. و البته تچربه مصدق برای آنان تنها به یک نام برای بزرگداشت تبدیل شده است و نه روشی که باید آن را آموخت و راهی که باید سپری کرد.مرحوم مصدق در تمام طول زندگي سياسي خود كوشيد تا از درون حكومت ـ و البته با تكيه به مردم‌ـ با «روش تغيير آرام» برنامه‌هاي خود را پيش‌ ببرد. او دوبار در كابينه قوام‌السلطنه و مشيرالدوله به وزارت رسيد و نيز سال‌ها در ايالت فارس و آذربايجان والي بود. چند دوره نمايندگي مجلس و كارهاي مختلف دولتي از جمله معاونت وزير را بر اين موارد بايد افزود و بالاخره اينكه مصدق زماني كه نخست‌وزير حكومت استبداد بود اسطوره شد. چنانچه ميرزا تقي‌خان اميركبير و قائم‌مقام فراهاني نيز رئيس‌الوزراي مستبدترين پادشاه قاجار بودند. اين يادآوري براي كساني است كه هر حضوري در حكومت را امري ناپسند مي‌دانند و آن را امر مقدسي ساخته‌اند و هر كس را با انتساب به حكومت فحش مي‌دهند! پس اگر مصدقی هم باشیم چاره ای جز انتخاب روش آرام تغییر را نداریم. روشی که هر بار با رادیکالیسم در عمل مبارزان نافرجام و ناتمام رها می شود.
با اين وصف به نظر مي‌رسد كه روز جمعه 27 خردادماه، انتخاب يا عدم انتخاب معين، به معني انتخاب يا عدم انتخاب يك «روش» براي تحول است. بايد ديد كدام روش انتخاب مي‌شود.

Monday، June 13، 2005

چه بايد کرد؟
به همه آنهايي که از دور و نزديک فرمايش ميکنند نبايد در انتخابات شرکت کرد عرض ميکنم کمي تامل کنند. کدام خطر منجر به کشتار بي سابقه مردم در آستانه انتخابات شده است؟ شرکت در انتخابات و احتمال راي به معين يا کناره گيري از انتخابات و رئيس جمهور شدن هاشمي رفسنجاني؟ چه شد که اين روزها ناگهان ورق برگشت و حوصله آقايان سر رفت؟ ظاهرا حتي قرار نيست در ظاهر هم که شده ژست قبلي خودشان را حفظ کنند. به کتکهايي که اين روزها دوستان ما ميخورند هم محدود نيست.من نگرانم . نگران آنچه در اين روزها اتفاق خواهد افتاد. عجيب روزهايي است.کاش معين کناره جويي کرده بود. هزينه کناره جويي بيشتر از اين آمدنش بود. کاش به همان تشکيل جبه بسنده ميکردند! باور کنيد که خطر کرده است و اخباري دارم که مويد اين خطر کردن او ست. اما اگر مردم کناره گيري کنند من تصور مي کنم حتي اگر معين راي هم بياورد و انتخابات به مرحله دوم برود نخواهند گذاشت که چنين شود. حرفهاي عطريانفر را شنيده ايد که گفته رقابت بين رفسنجاني و قاليباف خواهد بود؟ اين حرف بدان معناست که قرار ها گذاشته شده و ميبايست رقابت نهايي بين رفسنجاني و قاليباف باشد.به دوستاني که تحريم کرده اند اين انتخابات را تبريک ميگويم. راه امني در پيش گرفته اند در عين حالي که ژست اولترا چپ هم دارند. بايد در خيابان باشي و بين مردم که بداني ايران چه خبر است. با اينحال من باور دارم که حتي اگر معين رئيس جمهور نشود – که نمي شود- اتفاق مهمي افتاده است. اگر اين جبهه ملي تداوم يابد کار بزرگي شده است و بايد دعا کرد که عاقبت ايران و ايرانيان به نيکويي و بزرگي باشد.

لينک چند خبر را هم اينجا ميگذارم . بايد سريع بروم روزنامه.
يادداشت مهم مهندس سحابي عزيز درباره راي به معين
پيام مهم معين به مردم
گفتگوي عجيب با معين تاکيد کرده که بايد از همه آسيب ديدگان اعاده حيثيت شود.
متن گفتگوي معين با حجاريان
يادداشت ابطحي را هم ببينيد. اين روزها مشاور خاتمي زده به سيم آخر
گزارش تجمع اعتراض آميز زنان را اينجا ببينيد. به اين ميگويند يک کار صنفي. ورزشگاه رفتن چه سودي دارد؟!!
24 خرداد: تحصن نيروهاي ملي مذهبي در اعتراض به عدم آزادي سه زنداني ملي مذهبي


Sunday، June 12، 2005

امروز حوصله نوشتن ندارم . اگر شما حوصله خواندن داشتید بد نیست که این مطالب را هم ببینید.

گنجی به زندان برگشت
حمایت آیت الله منتظری از تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر
مصاحبه کدیور درباره انتخابات
نوشته ابطحی درباره انتخابات ( عجیب چیزی نوشته!)
نظرسنجی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران(خیلی جالب است . معلوم است حمایت ملی مذهبی ها بی تاثیر نبوده )
نوشته بازتاب درباره آخرین فرصت راست برای اتحاد عمل ( احساس خطر در حال افزایش است)
این هم یک نظر سنجی جالب از طرف احمدی نژاد جالب است
و بالاخره حرفهای هاشمی رفسنجانی درباره دلایل حضورش در انتخابات

Free counter and web stats