مدل اصلاحات چینی
اول اینکه ظاهرا من اشتباه کرده بودم و سایت معین هک نشده است.دیروز چند باری خواستم به آن رجوع کنم و هربار علامت یک گروه هکر بر صفحه اش می آمد.
دیگر آنکه نمی دانم این روزها تصاویر جالب طرفداران بعضی کاندیداها را دیده اید که برخلاف ارزشهای بیست و چند سال گذشته خودشان است؟ احتمالا روح مرحوم سعید امامی در گور میلرزد که میبیند استحاله جمهوری اسلامی را دوستان خودش به پیش میبرند. کی بو که می گفت مدل اصلاحات چینی در ایران ممکن نیست؟این هم نمایندگان گردن کلفتش!خدا عاقبت ایران را به خیر کند.
درباره رفسنجاني
چند روز پيش حسين شريعتمداري در روزنامه کيهان طي يادداشتي با عنوان«پاسخ نميدهيد؟»نسبت به حرفهاي عطريانفر که گفته بود هاشمي ازهر کسي براي اداره کشور استفاده ميکند حتي اگر ملي مذهبي يا عضو نهضت آزادي باشند اعتراض کرده و از هاشمي خواسته بود که موضع گيري کند.
اين خواسته را روزنامه جمهوري اسلامي روز بعد برآورده کرده و از قول دفتر هاشمي رفسنجاني گفته عطريانفر را تکذيب نمود. بايد خدا را شکر کرد که جناب هاشمي سريع اقدام به اعاده حيثيت از ملي مذهبي ها کرده است. اما به نظر ميرسد که اين مواضع عجيب و غريب که هاشمي و دوستان نزديکش ميگيرند صرفا براي استفاده از پايگاه اجتماعي رقيبان و مخالفان خود است و البته درکنار آن ميکوشد که جايگاه سنتي اش را هم حفظ کند.
ظاهرا فوبياي مجلس ششم هنوز رهايش نکرده است. چندي قبل او در پاسخ به طلبه اي که ميپرسيد اگر امروز اصولگرايان(يعني راست) به همگرايي برسند شما کنار مي رويد؟ گفته بود ديگر کنار نميرود. به اين ترتيب هاشمي پذيرفت که چون راست به همگرايي نرسيد؛ وارد انتخابات شده است.اين حرفها را سايت تعطيل شده دريچه(که ظاهرا متلق به شبکه بازجويان پرونده هاي سياسي بود) قبل از آمدن هاشمي بارها گفته بود. اينکه ميگويم تفاوت چنداني ميان هاشمي و دوستانش نيست به دلايل متعددي است که يکي را خودش هم گفته: اگر راست به اجماع رسيده بود او نمي آمد!
چند نكته
1- آقاي دكتر محمد ملكي استاد سابق ومحترم دانشگاه تهران نامه تندي درباره تحريم انتخابات نوشته و از مرگ اصلاح طلبان داخل وخارج از حكومت خبر داده است.روش پيشنهادي آقاي ملكي رفراندوم است كه باز هم بر آن تكيه كرده اند. درباره كليت اين نامه ايشان و نامه هاي پيشين، در شرايطي كه از منجنيق فلك فتنه مي بارد فعلا سخني نمي گويم. اما نكته قابل توجه اين نامه آنجاست كه با كمال بي انصافي به دوستان سابق و امروز خود هم حمله كرده و مي نويسد:
« و اما سخني با آنها كه بوي كباب به مشامشان رسيده است. اينها در حالي كه هيچيك از پيششرطهايشان براي شركت در انتخابات تحقق نيافته با توهين آشكار به شعور و درك و آگاهي مردم تا مرحلة گزينش كانديداها از طرف شوراي نگهبان پيش رفتند و وقتي با بياعتنايي كامل مقامات تصميمگيرنده مواجه شدند حال ميخواهند با كساني كه بارها عدم سنخيت خود را با آزادي و آزادانديشي و عدالتخواهي نشان دادهاند دست در دستِ «جبهة فراگير دموكراسيخواهي» تشكيل دهند و تنور انتخابات را به خيال خود گرم نگه دارند تا شايد از نمد انتخاب دكتر معين به رياست جمهوري كلاهي براي خود فراهم كنند به اين دوستان بايد گفت زهي تصور باطل زهي خيالِ محال»!
اين فراز از نوشته دكترملكي مرا به ياد كساني انداخت كه طراحان رفراندوم را متهم به شنيدن بوي كباب از نوع ديگر كرده بودند. اين منصفانه است كه دكتر ملكي دوستان خود را كه تا همين چند ماه قبل با آنها نامه امضا مي كرد و ائتلاف تشكيل داده بود متهم به فرصت طلبي كند؟ آيا براي ايشان حتي براي يك لحظه اين تصور بوجود نيامده است كه در ميان كساني كه به انتخابات فراميخوانند گروهي هم باشد كه منافع ملي ايران را از اين راه محقق مي داند و صرفا با آقاي ملكي تفاوت نظر دارد؟ در پايان اين بيانيه هم ايشان براي اثبات موضع خود درباره تحريم انتخابات، از مانيفست جمهوريخواهي گنجي شاهد آورده اند.گويي مانيفست گنجي فصل الخطاب مبارزات سياسي و آزاديخواهانه ايران است. نكند اين هم از مقدسات جديد است و ما بي خبريم؟ از بس اين دكتر ملكي با آن موي سپيدشان احترام برانگيزند كه دستم به نوشتن بيش از اين نميرود.كاش دكتر تصور نميكرد كه هر كه تندتر رود و چپ تر بزند و بر تنور راديكاليسم بدمد، زودتر به مقصد ميرسد. و كاش اين ابرهاي تيره كنار ميرفت تا امكان سخن گفتن بيش از اين با بزرگان و دوستان فراهم شود.
2- ايسنا خبر داده كه در جريان سخنراني قاليباف در ايلام گروهي از دانشجويان تصاوير معين را بلند كرده بودند كه مورد اعتراض برخي از اعضاي ستاد او قرار گرفته است. آقاي قاليباف حرف جالبي هم زده: اميد من به عقلانيت مردم است كه گذشته را تكرار نكنند . جناب قاليباف تصور ميكند كه از كره مريخ آمده و هيچ ارتباطي با گذشته ايران ندارد! شايد هم منظورش اين بوده كه مردم ديگر اشتباهي مثل دوم خرداد نكنند؟لابد عكسهاي معين عصبي اش كرده!
3- خبر ديدار گنجي و معين را هم لابد خوانده ايد؟! اميدوارم مشكل فصل الخطاب براي مريدان گنجي بوجود نيايد.
عقيده در بند است

ملي مذهبي ها تحصن كردند. قوه قضائيه ايران بايد به آزادي سه زنداني سياسي - تقي رحماني، هدي صابر و رضا عليجاني- و بلكه همه زندانيان سياسي تن در دهد. آنها از خرداد ماه سال 1382 بازداشت شده اند. بي شك اين سه، از جمله باسابقه ترين زندانيان سياسي ايران و حتي جهان هستند كه سالها پيش از اين و از آغاز دهه شصت از يك زندان به زندان ديگر نقل مكان مي كردند. باسابقه ترين آنها جناب تقي رحماني عزيز است كه اكنون بيش از چهارده سال از زندگي خود را در حبس گذرانده است. آنچه اين زندانيان و ديگراني مانند آنها را در حبس نگاه داشته تنها و تنها ايستادگي آنها در برابر چيزي است كه لابد همه كساني كه مسائل ايران را دنبال ميكنند ميدانند. آنها «سپاس» نمي گويند و همين خشم حاكمان را افزون كرده است.چندي پيش شنيدم كه مسأله اين زندانيان به مشكل شخصي يك نفربدل شده است كه ميگويد حداقل بنويسيد ديگر فعاليت سياسي نخواهيد كرد و آنها هم حاضر به چنين كاري نيستند.
شايد از نظر برخي هجوسرايان اين كار بيهوده باشد. ليكن نبايد فراموش كرد كه هركسي را وظيفه اي است. برخي را براي نوشتن و گفتن حرفهاي خنده دار ساخته اند و برخي ديگر را براي رنج بردن و بار امانت كشيدن. اين بار البته بار سنگين و طاقت فرسايي است.
پيروزي گنجي
اكبرگنجي به مرخصي آمد.چقدر پير شده اين مرد.موهاي سفيدش كه در كنار سرش رشد كرده را ببين.چه كسي فكر ميكرد گنجي پر شور و شر واجتماعي كه اگر يك روز با دوستانش گپ نمي زد و بحث نمي كرد آرام نمي شد اينهمه سال تنهايي را تحمل كند . يادم هست كه وقتي او به زندان رفت خيلي ها منتظر شكستنش بودند. مي گفتند دوام نمي آورد. گفتگويش پس از اينهمه سال خواندني است.راستي ديروز كه براي گذاشتن عكسي از گنجي در اينترنت جستجو ميكردم عكس گنجي و گاندي را با هم مي آورد. ظاهرا اسمها شبيه هم است! اميدوارم از اين موقعيتي كه دارد خوب استفاده كند
گنجي وقتي كه زندان رفت دختر كوچكي داشت و امروز دخترش بزرگ شده و سرش را بالا ميگيرد. خدا حفظش كند كه همه را سربلند كرد.
براي آزادي گنجي از اينترنت چه كاري ساخته است؟
چون دوستان گفته اند من هم اين لينك را گذاشتم.لطفا بارها به اين مقاله رجوع كنيد تا در جستجوگر گوگل به عنوان مقاله پربيننده بالا رود.
Human Rights
ماهها قبل (حدود نوزده ماه پيش) اين مقاله را براي اكبر گنجي در روزنامه شرق نوشتم كه به تغييراتي منتشر شد.متن كامل آنرا در اينجا باز هم مي آورم. شايد به يادآوري وضعيت گنجي بيشتر كمك كند:
41 ماه در زندان،
(امروز حدود60 ماه از زندان گنجي گذشته است)
اكنون حدود 41 ماه از حبس اكبر گنجي ميگذرد. چند روز قبل نماینده رئیس جمهور در زندان با وی دیدار کرد . همچنین پس از مدتها بيخبري از خبرسازترين روزنامهنگار دو دهه اخير ايران، گنجي هفته پيش براي پاسخگويي به اتهاماتي جديد در دادگاه حاضر شد. اتهامات جديد او درباره كتابي بود كه در تابستان سال 1381 و با عنوان «مجمعالجزاير زندان گونه» منتشر كرد او نام كتاب خود را از عنوان نوشته تاريخي الكساندر شولژنيستين، نويسنده بزرگ روس وام گرفت كه در اعتراض به شيوه عملكرد رژيم كمونيستي استالين، «مجمعالجزاير گولاك» را نوشته بود. كتاب گنجي براساس خبري كه پنجم خرداد 81 منتشر شد به دستور مقامات قضايي جمعآوري شد. گفته ميشود نوشته ديگر گنجي با عنوان «مانيفست جمهوريخواهي» نيز مبناي پروندهاي ديگر عليه او شده است.
1 – بازداشت
اكبر گنجي پيگيرترين روزنامهنگاري كه ماجراي قتلهاي زنجيرهاي پاييز 1377 را پيگيري ميكرد، اواسط فرودين ماه 1379 به همراه گروهي ديگر از اصلاحطلبان ايراني براي شركت در كنفرانس «ايران بعد از انتخابات» كه در برلين برگزار ميشد، از ايران خارج شد. اين كنفرانس در شرايطي برگزار ميشد كه اصلاحطلبان پيروزي چشمگيري در انتخابات مجلس ششم به دست آورده بودند و چند روز بعد از اين پيروزي نيز سعيد حجاريان هدف گلوله تيم ترور قرار گرفته بود. گنجي نوزدهم فرودين ماه در حالي كه به دليل بيماري وضعيت جسمي نامناسبي داشت، در ميان هياهوي مستمعين كنفرانس و در حالي كه برخي حاضران به او فحاشي ميكردند گفته بود: به گمان من رژيم جمهوري اسلامي ايران، رژيمي اصلاحپذير است و شاهد مدعاي من انتخابات رياست جمهوري در سال 1376، انتخابات شوراها در سال 1377 و انتخابات مجلس شوراي اسلامي در سال 1379 است.
او گفت و گويي نيز با روزنامه «تاگس اشپيگل» انجام داده بود كه اين روزنامه تيتري نادرست براي آن برگزيده و همين تيتر و متن تغيير يافته گفت و گوي گنجي در روزنامه كيهان منتشر شد. با وجود توضيحاتي كه گنجي داد و حتي در روزنامه تاگس اشپيگل نيز منتشر شد، بحران ايجاد شده فروكش نكرد. به دنبال فضاسازيهاي به وجود آمده، صدا و سيما ی جمهوری اسلامی ایران نيز بخشهايي كوتاه از كنفرانس مزبور را كه به صورتي تدوين يافته پخش كرد و به اين ترتيب مشخص شد كه ماجراي اين كنفرانس بدون هزينه نخواهد بود.
چند روز پس از آنكه اكبر گنجي به ايران بازگشت ، سعید مرتضوی که در آن زمان رئيس دادگاه مطبوعات بود وي را با عنوان «چند شكايت به دادگاه مطبوعات» احضار كرده و پس از 5/6 ساعت بازجويي، حكم بازداشت گنجي را صادر كرد. ]فتح – 4/2/79[ گنجي در آخرين گفت و گوي مطبوعاتياش تاكيد كرده بود: «ميدانستم مقابله با اشباع تاريكخانه«بازي با مرگ» است ]4/2/1379 – آفتاب امروز[
2 – زندان
اكبر گنجي پس از حبس، ماهها در سلول انفرادي نگهداري شد. آنچنان كه او خود در دفاعياتش اعلام كرد: يكصد و هشت روز از دويست و دو روز دوره اول حبس خود را در انفرادي گذراند. در اين مدت او نامههاي متعددي به رئيس قوه قضائيه و رئيس مجلس نوشت. او در اين نامهها وبر وضعيت نگهداري خود در زندان، نحوه بازجوييها ی احمدی مقدس قاضي پروندهاش اعتراض كرده بود. همچنين در اين مدت نامههاي متعددي به فرزندانش نوشت كه مدتها امكان دريافت آن توسط خانوادهاش فراهم نشد. گنجي در نامهاولش نوشته بود: «شگفتا كه آدمي فراموشكار است، دريغا كه برخي از آدميان و حكومتها از تجربه و خطاها درس نميآموزند... آيا هيچ حكومتي در طول تاريخ سركوب و زنداني كردن نخبگان و دگرانديشان به هدف و آرماني دست يافته و يا بر بقا و دوام خود افزوده است؟» و در نامه دوم تاكيد كرد: «پرواضح است كه خدا مستقيماً بر آدميان حكومت نميكند. حكومت به دست آدميان خاكي است و هيچ گروه يا جناح يا فردي نميتواند خود را قوم برگزيده يا نماينده خدا بداند. لذا در امور حكومتي چارهاي جز گردن نهادن به راي مردم وجود ندارد» در همين نامه، گنجي از اين كه سوخت ماشين اصلاحات باشد و او و دوستانش زندان روند تا «ايراني آباد، آزاد، ديندار و مردمسالار ايجاد شود»، ابراز خرسندي ميكرد. در سومين نامه نيز گنجي نوشته بود: «خداوند برنامهاي جهت مومن شدن همه آدميان از طريق زور و اجبار ندارد. ايمان امري اختياري است... لذا خداوند نه تنها مجوزي براي تحميل دين بر ديگران در اختيار كسي قرار نداده بلكه به صراحت به پيامبرش ميگويد تو صاحب سلطه و سيطره بر مردم نيستي، وظيفه تو فقط ابلاغ پيام است» و در نامه چهارم تاكيد داشت: «ختم نبوت به معناي ختم نزول وحي و حجت بودن شخصيت است. ديگر شخصيت و مقام هيچ كس حجت و دليل نظرات و مدعيات احكامش نيست. اينك هر كس در هر مقام نه تنها بايد به طور مستدل مردم را توجيه كند كه مدعيات و احكامش درست و عادلانه است، بلكه مردم حق دارند پس از شنيدن ادله او، مدعا يا نظرش را نپذيرند»
آنچه از نوشتههاي گنجي در دوره اول زندانش بر ميآيد گرايشهاي فردي و دروني به مسايل مذهبي و كوشش براي تبيين روايتي دموكراتيك و سازگار با آراي مردم از دين است. در اين دوره نشريات راستگراي ايران، توجه زيادي به وي داشتند اوج اين توجه 26 تيرماه 1379 توسط روزنامه كيهان اتفاق افتاد. اين روزنامه با تيتر «اسامي تعداد ديگري از دريافتكنندگان پول از سازمان آمريكايي حقوق بشر»، نام اكبر گنجي را نيز در فهرست خود گنجانده بود. گنجي طي نامهاي از زندان ضمن تكذيب دريافت چنين پولي، درخواست كرد كه اگر چنين جايزهاي به سبب مظالم وارده به من تعيين شده است» آن را جهت ساخت مدرسه در مناطق محروم هزينه كنند. ]بهار – 28/4/79[
3 – محاكمه
از سوم ارديبهشت 1379 تا نوزدهم آبان همان سال كه اولين جلسه دادگاه گنجي، در ماجراي كنفرانس برلين تشكيل شد، حدود شش ماه و نيم گذشت. گنجي در اولين جلسه دادگاه به اين موضوع كه وي را براي پوشيدن لباس زندان مورد ضرب و شتم قرار دادهاند به شدت اعتراض كرد. او در دافاعيات خود تاكيد كرد: «طي اين مدت قاضي پرونده اجازه نداد، حتي يك بار مادر، خواهر و فرزندان خود را ملاقات كنم. فقط دو يا سه بار همسر و نيز برادر خود را از طريق كابين ملاقات كردم، ملاقات حضوري به طور كلي ممنوع بود» گنجي در دادگاه خود گفت: «آيا قاضياي كه 202 روز متهم را در بدترين شرايط بازداشت موقت كرده و در بازجوييها انواع و اقسام رويههاي خلاف قانون را به كار برده است اينك ميتواند در دادگاه متهم را تبرئه كرده و بدين سئوال پاسخ گويد كه پس چرا متهم را 202 روز بازداشت كردي؟» جلسات دادگاه گنجي در روزهاي 19/8، 10/9 و 12/9 تشكيل شد و او در يكي از جلسات اين دادگاه به بيان اسامي برخي افراد پرداخت كه به گفته وي در ماجراي قتلهاي زنجيرهاي دخالت داشتند.
در فاصله جلسه اول تا جلسه دوم دادگاه، گنجي در اعتراض به نحوه پوشاندن لباس زندان به خود، دست به اعتصاب غذا زده بود كه در نهايت به درخواست حجاريان و كديور، او اعتصاب غذايش را شكست. پس از آنكه گنجي در آخرين جلسه دادگاه نامهاي جديدي را در پرونده قتلهاي زنجيرهاي مطرح كرد روزنامه رسالت در سرمقاله خود با انتقاد از قاضي به علت «ارائه ژست دادگاهي باز و دموكراتيك» نوشت: «البته جلسه دادگاه گنجي تنها يك حسن داشت و آن معرفي شاهكليدي بود كه امثال گنجي ماهها افكار عمومي را براي شناختن آن سر كار گذاشته بودند. چرا كه مخاطبان اين گونه پيامها به دنبال بالاتر از فلاحیان بودند و با شنيدن سخنان گنجي ميتوانستند به فريب خوردگي خود به خوبي پي ببرند» ]رسالت – 13/9/79[ سرمقالهنويس رسالت البته فراموش كرده بود كه در تعابير گنجي، شاه كليد نه به عنوان بالاترين فرد موثر در قتلها، بلكه به عنوان كليد گشوده شدن تاريكخانه اشباح و مشخص شدن چهرههاي فراتر از وي معرفي ميشد. بيستم آذرماه نيز روزنامه جمهوري اسلامي تكذيبيه قربانعلي دري نجفآبادي را منتشر ركرد كه گفته بود: «همان طوري كه قبلاً به اطلاع ملت شريف رساندم بنده درجريان اين مسنله نبودم و هر گونه اطلاعي در اين رابطه را تكذيب ميكنم وي همچنين تاكيد داشت: «در اين مسئله نه حكمي بوده و نه فتوايي، متهمين خود بايد پاسخگوي اعمال خويش باشند.»
غلامحسين محسني اژهاي نيز در واكنشي به سخنان گنجي دردادگاه وعده داد كه: «به زودي درباره ادعاي گنجي درباره قتلهاي زنجيرهاي پاسخ خواهم داد.»
اواخر ديماه 1379 در حالي كه كميسيون اصل نود مجلس، طي گزارشي نحوه صدور قرار بازداشت. وقت براي باقي، شمسالواعظين، زيدآبادي و گنجي را داراي اشكال حقوقي ميدانست، حكم پرونده دادگاه برلين نيز صادر شد. در اين حكم در حالي كه بسياري از متهمين از اتهامات وارده تبرئه شده بودند، اكبر گنجي به ده سال حبس و پنج سال «اقامت اجباري در بخش بشاگرد از استان هرمزگان» محكوم شده بود. در حكم دادگاه تصريح شده بود كه حكم تبعيد وي «با عنايت به اتهامات متعدد متهم و اقدامات و نحوه اظهارات او در دادگاه كه نه تنها دلالت بر تنبه او ندارد بلكه مؤيد تجري مشاراليه ميباشد» صادر شده بود.
4- تجديد نظر
اواخر ارديبهشت ماه 1380 در حالي كه انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري نزديك شده بود، حكم دادگاه تجديد نظر صادر شد. اين حكم كه در تاريخ 22/1380و توسط شعبه 27 دادگاه تجديدنظر استان تهران صادر شده بود، حكم گنجي به نحو شگفتآوري شكسته شد. او در اين حكم با تبرئه شدن از بسياري از اتهامات وارده تنها درباره اين جمله كه «بسياري از دوستان من زنداني و اعدام شدهاند» به عنوان «تبليغ عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي» به شش ماه حبس تعزيري با احتساب ايام بازداشت محكوم شده بود. نكته مهم اين حكم آن بود كه در صورت اجراي اين حكم، گنجي حدود دو برابر مدت محكوميت خود را در زندان گذرانده بود و شش ماه اضافه آن بايد جبران ميشد. اين حكم به امضاي علي بخشي، رئيس شعبه 27 دادگاه تجديدنظر و مستشار دادگاه سيدعلياكبر فقيهينيا رسيده بود.
انتشار خبر حكم دادگاه تجديدنظر موجي از شگفتي به دنبال داشت. مسئله مهم ديگر در پرونده گنجي آن بود كه وي برخلاف ديگر متهمان كنفرانس برلين كه تا صدور حكم تجديدنظر براساس قانون آزاد بودند، وي از همان ابتدا به حبس رفته بود. ديگر متهمان كنفرانس برلين نيز در مرحله تجديد نظر تبرئه شدند. تنها يك هفته پس از صدور حكم تجديدنظر، عليزاده، رئيس كل دادگستري استان تهران به اين حكم اعتراض كرد. در اين اعتراض به كشف برخي بولتنهاي وزارت ارشاد در منزل گنجي اشاره شده بود كه به گفته عليزاده محرمانه بود و ميبايست در اين مورد تحقيقات انجام ميشد. رئيس كل دادگستري تهران كه ميدانست براساس ماده 103 آئين دادرسي نميتوان به اسنادي كه ارتباطي با اتهام متهم ندارد استناد كرد، در اعتراضيه خود آورده بود: «محكوم عليه در سخنراني در كنفرانس برلين در خصوص و نظرياتش پيرامون اصلاحات در نظام جمهوري اسلامي ايران از مطالب بولتن استفاده و بهرهبرداري كامل نموده است.» همچنين رئيس كل دادگستري استان تهران معترض بود كه «صدور برائت محكوم عليه از اتهام توهين به مقام معظم رهبري توسط دادگاه تجديدنظر برخلاف مندرجات اوراق پرونده بوده، صحيح به نظر نميرسد.»
حدود يك ماه بعد، دادگستري تهران اطلاعيهاي جديد صادر كرد كه براساس آن حكم گنجي مجدداً افزايش يافته و اينبار به 6 سال زندان محكوم شد. در اين اطلاعيه آمده بود: «دادگستري استان تهران پس از بررسي مسئله و انجام تحقيقات قضايي لازم به نتيجه رسيد كه در رسيدگي به پرونده مذكور در شعبه 27 دادگاه تجديدنظر استان تهران اشتباهي رخ داده است» [نوروز- 26/4/1380]
در تمام اين مدت كه حكم تجديدنظر، به هيأتي ويژه در دادگستري زير نظر طباطبايي از معاونان دادگستري رفته بود، گنجي باوجود حكم دادگاه تجديد نظر آزاد نشد. همان روز كه اطلاعيه دادگستري منتشر شد، حجه الاسلام علي بخشي رئيس شعبه 27 دادگاه تجديدنظر طي گفتوگويي تأكيد كرد كه اشتباهي در حكم صورت نگرفته و وي آماده دفاع از حكم در يك مناظره است. روز بعد عباسعلي عليزاده، با مناظره قضات درباره حكم مخالفت كرد [نوروز- 27/4/80]
اين بار در حكم صادره، گنجي به اتهام اهانت به امام خميني و مقام رهبري به 18 ماه حبس، و در مورد جمعآوري اطلاعات و اسناد طبقهبندي شده» به 4 سال حبس محكوم شد كه با احتساب 6 ماه محكوميت در دادگاه تجديدنظر شعبه 27، جمعاً به 6 سال حبس محكوم شد. به اين ترتيب گنجي اكنون بيش از نيمي از محكوميت خود را سپري كرده است.
5- همچنان خبرساز
گنجي پس از حبس نيز همچنان خبرساز بوده است. آخرين مورد آن همان است كه در ابتداي گزارش به آن اشاره شد. او در سال 1381 حتي در روزنامه ايران نيز مقالاتي منتشر كرد. سوم خردادماه 1381 زماني كه آيتالله نمازي، دادستان كل كشور از زندان اوين بازديد ميكرد با عمادالدين باقي و اكبر گنجي نيز ديدار كرده بود. او پس از شنيدن اعتراضات گنجي به نحوه دادرسي و پيگيري پروندهاش، گفته بود: «براي داوري و تظلمخواهي، بهترين مرجع، مقام ولايت است. پيشنهادم اين است كه به جاي آن كه پناهنده شويد يا چيزي به كفار بنويسيد كه عمق كينه ما در دلشان است، به مقام ولايت تظلمخواهي كنيد، نبايد از اسلام و انقلاب مأيوس شد.» [10/3/81-حیات نو] اكبر گنجي در اين مدت علاوه بر جمعآوري اخبار و دفاعيات مربوط به زندانش در دو كتاب «كيمياي آزادي» [دفاعيات گنجي- 1380] و «اصلاحگري معمارانه» [1379] دو كتاب ديگر نيز تدوين كرده است كه با نام «مجمعالجزاير زندان گونه» و «مانيفست جمهوريخواهي» منتشر شدهاند. كتاب اول گنجي جمعآوري شد و كتاب دوم وي اجازه انتشار نيافته است.
اكنون پس از گذشت بيش از يك سال بيخبري و سكوت، احضار دوباره گنجي به دادگاه، نام او را باز هم در افكار عمومي مطرح ميكند. او همچنين امسال کاندیدای جايزه حقوق بشر اروپا نيز شده است. گنجي در آبانماه 1379 زماني كه برخي از اعضاي كميسيون اصل نود به ديدار وي رفته بودند، در حالي كه در اعتصاب غذا به سر ميبرد، گفته بود: «ما سوخت موتور اصلاحاتيم. ميخواهيم اصلاحات در نظام جمهوري اسلامي شكل بگيرد و پايدار بماند. براي استمرار قانون حاضريم هزينه شويم.»گنجي در آخرين نوشته خود، «مانيفست جمهوريخواهي» در بسياري از نظريات خود، تجديد نظر كرده است.