زمستان
پراکنده نوشته‎هاي محمد حيدري
شنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۸۴

چرا به معين رأي مي دهم

معين بالاخره بيانيه رسمي خود را صادر كرده است.اين بيانيه نقاط قوت زيادي دارد والبته نقاط ضعفي مشخص نيز. مهمترين ضعف اين اطلاعيه آنجاست كه صريحا كساني را كه چنين شيوه اي در تأييد صلاحيت او بكار گرفتند مخاطب قرار نداده و نپرسيده است كه بالاخره نامه اي كه خطاب به شوراي نگهبان نوشته شد حكم حكومتي بود يا خير و اگر او صلاحيت داشت چرا رد شد و اگر نداشت چرا بايد تاييد مي شد؟ معين بعنوان كانديداي رسمي مورد تأييد جمهوري اسلامي ايران مي توانست اولين گام در «ديالوگ مستقيم» را بردارد.
اما اين نامه نقاط قوتي هم دارد و مي تواند بعدها چنانچه معين انتخاب شد زمينه اقدامات عملي او باشد و اگر هم رئيس جمهور نشد، حداقل ميزان پايگاه اجتماعي او و گفتماني كه نمايندگي مي كند، مشخص خواهد شد. معتقدم اكنون كه معين وارد عرصه انتخابات شده به دلايل متعددي كه خواهم آورد ؛ بايد به او رأي داد:
1- چنانچه معين و دوستانش از انتخابات كناره گيري ميكردند دستاوردهايي كه در دراز مدت بدست مي آمد بيشتر مي بود. ليكن اكنون كه او اعلام حضور كرده نبايد از حداقل دستاوردهاي ممكن نيز چشم پوشي كرد. معين اگر نمي آمد پاسخي محكم به كساني داده بود كه سالهاست كشور را با شيوه هاي غير قانوني اداره مي كنند و فرصتي مي يافت تا نيروهاي سياسي منتقد و اپوزيسيون را متشكل كند. اين فرصت از دست رفت، ليكن نبايد به دليل اينكه چنين فرصتي را از دست داده ايم؛ از باقيمانده امكانات موجود هم چشم پوشي كنيم.پيش از اين در نوشته اي يادآوري كرده بودم كه بر اساس نگرش «ساختارگرايانه» به تحولات ايران، نبايد با چند شكست به سرعت چنين نتيجه گرفت كه تئوري اصلاح طلبي اشكال كار ماست.بلكه مناسبترين گزينه آنست كه هسته سخت نظريه خود را نگاه داريم و به عوامل اطراف آن بپردازيم. بايد ديد در پيشبرد پروژه اصلاحات كجا قدمي اشتباه برداشته شده است و چه قدمهايي بايد برمي داشتيم كه از آن غفلت كرده ايم. اكنون به نظر ميرسد كه حضور معين اين فرصت را فراهم خواهد كرد كه تجربه متفاوتي از چگونگي پيگيري پروژه اصلاحات بدست آيد. آنچه معين در نامه خود آورده است چشم اندازي است از آنچه مي توانست در اين سالها نيز محقق شود ليكن شيوه خاتمي چنين نبود و يا شايد شرايط ايران هنوز اقتضاي آن را نداشت. معين با چنين شيوه اي مي تواند برنامه رفورم در ايران را به لايه هاي عميقتري بكشاند و به تعبير حجاريان از قدرت غيرمسئول« افسون زدايي» كند. كاري كه البته خاتمي نيز تا حد زيادي انجام داده ليكن كار او به نهايت خود نرسيده است.
2- معين خواهد توانست با گذشت زمان «ديالوگ مستقيم» را نيز به برنامه هاي خود بيافزايد . آنجا كه مي گويد « من آمده‌ام تا در صورت برگزيده شدن،عليه «توقيف فله‌اي مطبوعات»، استمرار بازداشت زندانيان سياسي، بازداشت وبلاگ‌نويسان و به طور كلي همة فعالان مطبوعاتي و رسانه‌هاي مجازي اقدام كنم. اين تعهد از رهگذر اعلام گزارش نوبه‌اي و علني در مورد وضعيت حقوق بشر و خطاب به ملت شريف ايران در چارچوب وظايف و اختيارات قانوني رئيس جمهور تحقق عملي خواهد يافت. » در واقع راهكار ديالوگ مستقيم را پيش كشيده و وعده كرده است. اين همان راهي است كه نمايندگان اصلاح طلب مجلس خيلي دير و در آخرين روزهاي كاري خود آغاز كردند و اكنون مي بايد تداوم يابد.
3- حضور گروههاي منتقد در سطوح بالاي مديريتي جمهوري اسلامي كه معين وعده آن را داده است بزرگترين اقدام ممكن در تشديد دوگانگي حاكميت و ايجاد فضاي تنفس براي مردم و فعالان سياسي دورتر است. همواره افسوس خوردهام كه اگر مردم در انتخابات شوراها(دور دوم) شركت كرده بودند تشديد حاكميت دوگانه خيلي زودتر از اينها اتفاق مي افتاد. تصور كنيد كه بجاي احمدي نژاد اكنون محمد توسلي شهردار تهران مي بود و يا در بدترين حالت از تشكيل شوراي منتخب مردم سرباز ميزدند و درگير بحران جدي مشروعيت ميشدند.
4- نامه معين را با دقت بخوانيد و با آنچه 8 سال قبل سيد محمد خاتمي عزيز نوشته بود مقايسه كنيد.اين همان اتفاقي است كه خاتمي منجر به آن شده است. بايد كوشيد معين اين كار را به تكامل برساند. خاتمي در آستانه انخابات دوم خرداد خطاب به مردم نوشته بود:«امروز صحنه سياسي كشور شاهد يكي از كم سابقه ترين و پرشكوهترين جلوه هاي حضور غرور آفرين است ...بي شك اين شور و نشاط بي سابقه مرهون درايت و زمان شناسي رهبر معظم انقلاب است كه به تأكيد و تكرار خواستار ايفاي نقش ملت به عنوان عنصر بي بديل در تعيين سرنوشت كشور شده اند و مطمئن هستم در اين انتخابات نيز حضور گسترده مردم بار ديگر خنثي كننده توطئه هايي خواهد بود كه كه مي كوشند مانع اعمال حق مردم شوند»(سلام-31/2/1376)
اكنون معين در نامه خود به مردم مي نويسد:« پيش از اين گفته بودم :« من انتظار دخالت و تجديد نظر خارج از موازين قانوني و حقوق شهروندي براي خود و ساير نامزدهايي كه به طور غير قانوني رد صلاحيت شده‌اند، نداشته و ندارم، در پي آن نيز نبوده و نخواهم بود و به آن تن نخواهم داد.»... گفته بودم:«من نيز به قانون اساسي نقد دارم اما در چارچوب همين قانون بايد آن را نقد كرد.»... گفته بودم: «اگر نقد قانون اساسي، قبول نداشتن حكم حكومتي فراتر از قانون، دفاع از حقوق مظلومان 18 تير و صراحت در بيان مطالبات ملت جرم است، پس مرا رد صلاحيت كنيد.» » و اطمينان مي دهد : « در همين جا نيز به ملت شريف ايران صريحاً اعلام مي‌كنم من چه قبل و چه بعد از رد و تاييد صلاحيت با هيچ مقام و مرجعي براي تاييد صلاحيت، چه رسمي و چه غيررسمي، چه علني و چه غير علني ديدار نداشته و هيچ درخواستي مطرح نكرده‌ام.»(سايت انتخاباتي معين-7/3/1384)
راه زيادي طي شده است.اكنون مي توان اين راه را بيش از اين ادامه داد و اميدوار بود كه هشت سال بعد در جايي بهتر و با ساختاري دموكراتيك تر ايستاده باشيم.
5-راه رفورميسم و اصلاح طلبي؛ امروز، تنها گزينه مورد قبول نخبگان سياسي و روشنفكران است. رفورم كم هزينه ترين و احتمالا كوتاهترين راه رسيدن به «جامعه باز» است.ما تجربه هاي ديگر را بارها آزموده ايم. ليكن اين راه همواره نيمه تمام رها شده است.بايد كوشيد كه اين تجربه به نهايت خود برسد. پيگيري پروژه رفورم در جامعه مدني منافاتي با كوششهاي رفورميستي در ساخت قدرت ندارد.چنانچه فرصت بازسازي قواي از دست رفته به نيروهاي راست افراطي داده شود، امكان پيگيري پروژه رفورم در جامعه مدني هم محدود خواهد شد. البته اگر معين كناره گيري ميكرد شايد فرصت تحرك در جامعه مدني بي آنكه امكان سركوب وجود داشته باشد فراهم ميشد. ليكن اكنون چنين نكرده است . ما نيز چاره اي جز انتخاب در ميان ممكنات نداريم.آرزوي سرباز خارجي نيز علاوه بر وطن فروشي، از شأن ايرانيان دور است و هزينه هاي سنگيني خواهد داشت.
6- نبايد تاييد صلاحيت معين را برخلاف تصوري كه بوجود آمده ،صرفا تاييد صلاحيت يك نفر دانست.فراموش نكنيم كه معين با مواضعي تاييد شده است كه تا همين چند سال قبل جرم محسوب مي شد. اينكه او صريحا اعلام ميكند كه از نيروهاي نهضت آزادي استفاده خواهد كرد و نامه آيت الله خميني را مربوط به سالها قبل مي داند، و يا اينكه اعلام ميكند كه قانون اساسي داراي اشكالات اساسي است و يا اينكه از زندانيان سياسي دفاع مي كند و ...، همه وهمه را بايد با هم ديد. معين و مواضع او با هم تاييد شده اند و اين يعني تحميل انديشه مخالف به ساختار حاكم به آن. درست است كه نماينده نهضت آزادي تاييد نشد ليكن كسي تاييد شد كه صريحا از حقوق آنها دفاع مي كند. فراموش نكنيم كه 8 سال قبل حتي حمايت يكجانبه حضرت مهندس سحابي از خاتمي جرمي براي خاتمي محسوب مي شد . اما امروز اين معين است كه در گام اول از حقوق آنها سخن مي گويد. تاييد صلاحيت معين را همراه با مواضعي كه او صريحا بيان كرده است در نظر آوريد.
7- و بالاخره اينكه معين را انساني شريف مي شناسيم. همانگونه كه خاتمي شرافت داشت و با سلامت نفس رياست جمهوري را به پايان رسانيد. اين هم كم چيزي نيست كه سياستمداري انتخاب شود كه شريف باشد و باشرافت قدرت را ترك كند.

جمعه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۴

ديروز چند خبر مهم منتشر شد كه خيلي كوتاه به آنها اشاره ميكنم:
گسترش دايره حاميان معين
اول خبري است كه روزنامه اقبال منتشر كرده مبني بر احتمال حمايت نهضت آزادي و نيروهاي ملي مذهبي از معين؛ يادتان هست كه وقتي اولين بار معين معاون اول خود را معرفي ميكرد عليرضا رجايي هم در كنار آنها بود؟ اين ماجرا تعبير و تفسيرهاي متفاوتي داشت كه بماند. اما رجايي خودش تاكيد داشت كه در اثر يك اتفاق كاملا ساده در كنار معين نشسته است. آنروزها خدمت دكتر رجايي عرض كردم كه «الخير في ماوقع» حتما خيري در اين اتفاق بوده كه چنين پيش آمده است.
الان هم معتقدم حوادث پيش آمده و خصوصا نحوه تاييد صلاحيت معين به ياري خداوند بركات خوبي براي روند دموكراسي در ايران خواهد گذارد.حتي اگردوستان معين كناره گيري نكنند هم بايد انتظار اين بركات را داشت.طليعه اين اتفاق هاي خوب را ديروز در كنگره طرفداران معين و با سخنان سعيد حجاريان ديده ايم.گفته مي شود كه معين با بيانيه شديدي عليه حكم حكومتي واحتمالا خطاب به رهبري وارد انتخابات مي شود.در اين صورت ديگر امكان ردصلاحيت او هم منتفي است وآنها مجبور به تحمل هستند. به اين تحليل سايت انصار هم نظري بياندازيد تا نگراني هاي راست افراطي را هم ببينيد.به هر حال همانطور كه قبلا گفتم اگر معين شركت كند چاره اي جز رأي دادن به او نيست.
اعلام برنامه انتخاباتي هاشمي رفسنجاني
دوم خبري است درباره هاشمي رفسنجاني كه وعده تشكيل «شوراي فتوي» از مجتهدان حوزه علميه داده تا آنچه را كه مسائل حكومتي مي نامد حل كنند.با توجه به اينكه شوراهاي گوناگوني در ساختار جمهوري اسلامي وجود دارد كه اتفاقا مجمعي از مجتهدان حكومتي است، معلوم نيست كه طرح هاشمي چه تفاوتي با آنها خواهد داشت؟ چندي قبل هم هاشمي پيشنهاد تشكيل« لويه جرگه» ايراني براي حل مسائل را داده بود. از آنجا كه هاشمي در همين سخنراني وعده كرده كه دولت خود را با نظر رهبري تعيين ميكند بعيد است كه شوراي فتوي پيشنهادي او خارج از اراده رهبري تشكيل شود. به همين دليل به هاشمي پيشنهاد مي شود بجاي آنكه با افزودن شورايي جديد، مشكلات ديگري به مشكلات ايران بيافزايد از همان ابتدا وظيفه چنين شورايي را به همان شوراهاي قبلي – مثل مجمع تشخيص مصلحيت نظام يا مجلس خبرگان رهبري- واگذار كند و از تصميمات آنها پيروي نمايد!

هزينه سنگين
نمي دانم حرفهاي شگفت انگيز و بي سابقه سعيد حجاريان در نشست بزرگ گروه هاي حامي معين را خوانده ايد يا نه؟ اين حرفها از يك طرف مشخص ميكند كه معين بالاخره وارد عرصه انتخابات ميشود و از سوي ديگر اين نكته را نشان ميدهد كه حضور او در انتخابات هزينه سنگيني براي راست خواهد داشت.با هوشمندي سعيد حجاريان، حداقل دربرابر آنچه از دست مي رود،گامي فراتر گذارده مي شود.

پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۴

التماس نكن!
نوشته بودم كه راستگرايان ايران هزينه احتمالي كناره گيري معين پس از نامه رهبري را پيش بيني نكرده بودند. امروز شاهد اين مدعا رسيد. حسين شريعتمداري نماينده ولي فقيه در روزنامه كيهان كه اظهارات او معمولا در عرصه سياسي ايران مواضع نهادهاي بالاتر تعبير ميشود در يادداشت امروز كيهان التماس كرده است به معين كه آقا بيا شركت كن. جالب آنكه يادداشت مدير كيهان از صفحه اول شروع ميشود!به اين فراز از نوشته او توجه كنيد:
بهانه كساني كه دكترمعين را به انصراف تشويق مي كنند اين است كه صلاحيت وي با حكم حكومتي احراز شده است و در مقابل، حاميان صادق دكترمعين با تاكيد بر اين كه تدبير رهبر معظم انقلاب حكم حكومتي نيست، بلكه تصحيح نظر شوراي نگهبان است در پي خنثي كردن بهانه حاميان ناصادق ايشان هستند. در اين باره بايد گفت؛ چه تفاوتي مي كند كه تدبير رهبر معظم انقلاب، به لحاظ فقهي، يك «حكم حكومتي» تلقي شود و يا تصحيح نظر شوراي نگهبان؟! آنچه مهم است و در آن كمترين ترديدي نيست، اين كه رهبر بزرگوار انقلاب، غيبت آقاي دكترمعين و سليقه خاص وي و حاميان صادق ايشان از عرصه رقابت هاي انتخاباتي را نمي پسنديده اند و راضي به دور بودن آقاي دكترمعين از رقابت هاي انتخاباتي نبوده اند

نوشته حسين آقاي باستاني هم در روز خواندني است و نكته اي مهم را به اصلاح طلبان يادآوري كرده است.

چهارشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۴

تصميم دشوار معين

همانطور كه پيش بيني مي شد معين ظاهرا در حال آمدن به ميدان انتخابات است. نمي دانم در اينكار چه شرايطي تعيين خواهد كرد يا چگونه خواهد توانست از اين فرصت بدست آمده براي پاسخ مناسب به حمله اي كه همة راستگرايان آغاز كرده اند استفاده كند.بايد بر اين مسأله هم تأكيد كنم كه پيشنهاد من براي كناره گيري معين برخلاف برخي از دوستان كه صرفا بعنوان نشان دادن پايبندي او به شعارهاي قبلي اش از وي مي خواهند؛ از موضعي سلبي نيست.يعني اگر چنانچه منافع ملي ايران اقتضا ميكند كه معين شعارهاي خود را ناديده بگيرد، بي ترديد بايد چنين كند. اما تصور من اين است كه امروز بهترين فرصت براي ساختن چيزي است كه ايرانيان سالهاست به دنبال آن بوده اند و معين با احترام و اعتباري كه كسب كرد- و همچنين خاتمي اگر همچنان در عرصه سياست بماند- مي توانند سهم مهمي در اين «سازه» جديد برعهده گيرند. معين با اينكار به سرمايه بزرگتري براي پيشبرد خواست ملي دست خواهد يافت كه حتي از پيروزي در انتخابات هم مهمتر است.
اينكه رئيس جمهور در نامه چند روز قبل خود تأكيد داشت كه شوراي نگهبان «اشتباهي» كرد كه نامه رهبري آنرا تصحيح نمود، تلاش براي جلوگيري از مشكلي بود كه امروز اصلاح طلبان نزديك به او دچارش شده اند و اينكه جنتي به رئيس جمهور پاسخ داد كه خير اين حكم، حكم حكومتي است هم به منظور فشار بر همان جريان است .به همين دليل حتي اگر سخن خاتمي را بپذيريم كه آن نامه ،حكم حكومتي نبود، باز هم بايد براساس برداشت جنتي عمل كنيم تا هزينه چنين سخني بر گردة راستگرايان بازگردد و زمينة اتحادي نو فراهم آيد. خاتمي ديروز هم در گفتگويي تأكيد كرد كه اين حكم حكومتي نيست.تأكيد مكرر او بر اين مسأله نكتة جالب ديگري هم دارد .حداقل آنكه او هم تنها در حالتي حضور معين را «درست» مي داند كه نامة آقاي خامنه اي حكم حكومتي نباشد. و البته اين هم از فضائل رئيس جمهور محترم ماست.
به هر حال اكنون معين در برابر پرسشي دشوار قرار دارد. با اين بساطي كه راه انداختند امكان رأي آوردن او هم زياد شده و همين تصميم را مشكلتر كرده است.كدام انتخاب به سود ملت ايران خواهد بود؟ باز هم بايد از ايشان درخواست كرد يكبارهم كه شده «نه» بگوييد! نه گفتن البته كاري سختتر است.
راستي وبلاگ معين چند روزي است در همان نوشته اول خردادش مانده.جالب آنكه اين نوشتة معين درباره مصدق است.مصدق بزرگ كه در انديشه ايران مفهوم دموكراسي و شيوه مقاومت منفي را وارد كرد

سه‌شنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۴

يكبارهم كه شده «نه» بگوييد

فرصت زيادي براي نوشتن ندارم. براي همين سعي ميكنم خيلي خلاصه به دو نكته درباره انتخابات و مسأله معين اشاره كنم. در ضمن فراموش نكنيد كه قرار است فردا معين و دوستانش درباره شركت يا عدم شركت در انتخابات تصميم گيري كنند.
اول:به نظر مي رسد كه بهترين كار براي معين كناره گيري از انتخابات است. به چند دليل مي توان اشاره كرد كه چرا چنين ميگويم. اول آنكه راستگرايان ايران با بوجود آوردن اين وضع كه نهايتا معين را با حكم حكومتي مواجه كردند، خواسته اند به اصلاح طلبان مشاركتي و نيروهاي نزديك به آن نشان دهند كه در هر صورت آنها مي بايد در ساختاري فعاليت كنند كه بخشي از اين ساختار با ولايت مطلقه فقيه تعريف مي شود. اعلام زودهنگام اسامي تاييد صلاحيت شده ها و سپس نامه فوري رئيس مجلس ( كه معلوم نيست به او چه ارتباطي دارد؟! مگر مجري انتخابات است يا مثلا حق او ضايع شده؟) و پاسخ آن و جوابيه شوراي نگهبان ؛ همه و همه نشان مي دهد كه اين ماجرا تمهيدي بوده است كه جبهه مشاركت و نيروهاي حول وحوش آن را مجبور به تمكين كنند.از طرفي معلوم بود كه در جبهه اصلاحات اختلافي جدي بوجود خواهد آمد و بخشي از نيروهاي اپوزيسيون كه در اين سالها به مشاركت و حاميانش نزديك شدند از آنها فاصله خواهند گرفت و اين هم خود كم دست آوردي براي راستگرايان نيست . بر اين موارد اين پيشفرض آنها را هم بيافزاييد كه معتقدند معين راي لازم را براي رياست جمهوري نخواهد آورد و با تن دادن به شرايط بوجود آمده حضورش در انتخابات تنها به سود راست عمل خواهد كرد. اما در اين ميان تصور ميكنم كه آنها هزينه كناره گيري احتمالي معين را در نظر نگرفته اند و آن را جدي نمي دانند.
بايد به معين پيشنهاد كرد و با اصرار و جديت از او خواست كه از اين انتخابات كناره گيري كند. ترديدي نيست كه معين در بوجود آمدن اين شرايط هيچ تقصيري ندارد و شايد اين منصفانه نباشد كه ما از او بخواهيم هزينه كاري كه ديگران كرده اند او بپردازد.فراموش نكنيم كه معين پس از اعلام رد صلاحيتش اعلام كرد كه هيچگونه درخواست فراقانوني ندارد.تصور ميكنم اين نامه معين دقيقا به اين دليل صادر شد كه ميدانست چه ماجرايي در جريان است. پس او موضع خود را صريحا وبي هيچ چشم داشتي اعلام كرده است. از طرفي ميدانم كه مخالفان كناره گيري معين خواهند گفت مگر آزادي عبدالله نوري با همين حكم نبود؟ يا حتي مگر تشكيل مجلس ششم كه شوراي نگهبان ميخواست با ابطال گسترده آراي مردم از تشكيل آن جلوگيري كند و حتي برخي از نمايندگان تهران از جمله عليرضا رجايي عزيز را حذف كردند نهايتا با همين حكم تشكيل نشد؟ اما مجلس ششم بركات بسياري براي اصلاحات داشت و نبايد آن را ناديده گرفت. از موارد بسيار ميتوان يادآوري كرد.من هم اين نكته ها را مي دانم و دقيقا به دليل همين نكته ها است كه بند دوم اين نوشته را خواهم آورد.ليكن ميخواهم به اين دوستان يادآوري كنم كه كناره گيري معين در اين شرايط منافعي خواهد داشت كه شركت وي هرگز نمي تواند چنين بركاتي را به دنبال آورد. مگر نه اينكه «همه» جريان راست متحد شده اند كه شما را به تمكين وادار كنند؟ يكبارهم كه شده «نه» بگوييد. آنهم با صداي بلند! بگذاريد آنها كه اين ماجرا را پرورده اند هزينه كار خود را نيز بپردازند. در اين صورت فرصتي بزرگ و تاريخي براي تشكيل جبهه فراگيرسياسي از آزاديخواهان و اپوزيسيون فراهم خواهد شد، تا با روشي مسالمت آميز قدرتي جديد را به ساختار حاكم تحميل كنند. يك آْترناتيو قدرتمند كه ديگر امكان ناديده گرفتن و سركوب آن وجود نخواهد داشت.آلترناتيوي كه تاكنون از تشكيل آن جلوگيري شده است.تصور ميكنم اگر چنين اتفاقي بيافتد حتي از تسخير كرسي رياست جمهوري – كه به نظر احتمال كمي هم دارد- دستاوردي ارزشمندتر خواهد بود. بيائيد از اين فرصت جالبي كه در اختيار شما گذارده اند استفاده كنيد و يكبارهم كه شده «نه» بگوييد!
دوم:اما مي دانم كه احتمال چنين كاري از طرف جبهه مشاركت و مجاهدين انقلاب بعيد است اگر چه اميد خود را از دست نداده ام! ليكن اگر آنها چنين نكنند و معين وارد رقابتهاي انتخاباتي رياست جمهوري شود ما چه بايد بكنيم؟ من كه به معين راي خواهم داد! البته اگر چنين شد دلايل آن را هم خواهم نوشت، اما كاش چنين نشود.

دوشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۴

رد صلاحيت برنامه ريزي شده

كمترين ترديدي نيست كه رد صلاحيت معين و سپس اعلام حكم حكومتي براي بازگشت او به رقابت انتخاباتي از پيش برنامه ريزي شده است.دليل اين نكته آن است كه شوراي نگهبان برخلاف وعده قبلي كه روز اعلام اسامي را سه خرداد اعلام كرد، نظر خود را بي آنكه به وزارت كشور دهد؛ از صدا و سيما منتشر كرد و سپس بلافاصله قبل از آغاز مهلت نامزد ها براي تبليغات رياست جمهوري حكم رسيد كه معين را تاييد كنند.اگر جز اين بود ميبايست اين شورا اسامي را همان روز موعود اعلام مي كرد و فرضا معين پس از گذشت يكي دو روز از مهلت تبليغات وارد صحنه مي شد. برنامه چنين چيده شده بود كه اگر معين كنار نرفت و با اين حكم در انتخابات شركت كرد بعدها نگويند كه فرصت او براي تبليغات كم بود.
نامه معين را پيش از آنكه حكم تاييد او برسد بخوانيد.خصوصا به اين دو فراز توجه كنيد :
« ......7- من به اين تصميم شوراي نگهبان در رد صلاحيت كه نه مبناي منطقي و حقوقي دارد، نه با مواضع ديدگاه‌ها و پيشينه فكري و سياسي و اجرايي من كمترين سازگاري دارد و نه حتي با رويه و ملاك‌هاي مرسوم آن شورا در دوره‌هاي قبل هم خوان است، اعتراض جدي داشته و دارم. اما همان گونه كه گفته‌ام تنها به دادگاه عدل الهي و وجدان و افكار عمومي شكايت خواهم برد. من انتظار دخالت و تجديد نظر خارج از موازين قانوني و حقوق شهروندي براي خود و ساير نامزدهايي كه به طور غير قانوني رد صلاحيت شده‌اند نداشته و ندارم، در پي آن نيز نبوده و نخواهم بود و به آن تن نخواهم داد.
8- من در اين انتخابات شركت نخواهم كرد، اما هم چنان بر تداوم حضور در عرصه‌هاي دفاع از حقوق مردم، اعتلاي كشور و سربلندي اسلام و سازماندهي همه‌ي تلاش‌ها براي پيشبرد اصلاحات و تشكيل جبهه‌اي كه بتواند «دموكراسي، عدالت، استقلال، حقوق بشر و آرمان‌هاي آزادي خواهانه‌ي مردم» را پي‌بگيرد، مصمم خواهم بود. »

یکشنبه، خرداد ۰۱، ۱۳۸۴

ديروز سري زدم به روزنامه اقبال براي ديدن دوستان و بهانه اي شد كه چيزي هم بنويسم كه امروز در اقبال منتشر شده است.من هميشه معتقد به دفاع از خاتمي بودم و هنوز هم هستم.حتي در سختترين شرايط هم كه همه از او انتقاد ميكردند من دفاع كردم . امروز هم دوم خرداد است و اين شايد كمي از تنهايي او را كم كند.در اين نوشته مي خواستم بگويم كه باور كنيد برايند طبيعي جامعه ايراني خيلي پايينتر از خاتمي است لسكن سردبير محترم مخالفت كرد.نمي دانم چرا روشنفكران ايران جرات نقد مردم خودشان را ندارند.مگر نميبينيد در ايران چه اوضاعي حاكم است؟نوشته ام در اقبال را اينجا هم ميتواننيد بخوانيد.اميدوارم غلط تايپي زياد نداشته باشد و چيزي هم از آن كم نشده باشد چون حوصله غلطگيري و اصلاح آن را ندارم

در دفاع از خاتمي
هشت سال از آن روز گذشته است. در تمامي اين سال‌ها پرسش اصلي جريان‌هاي سياسي در ايران آن بود كه چگونه مي‌توان از بن‌بست سياسي به وجود آمده عبور كرد و دريچه آزادي در ديواره قدرت «مايسئل» فراختر نمود. كوشش همه تحول‌خواهان ايران بر اين متمركز بود كه همه را به گردن نهادن برخواست ملت ملزم كنند و تسليم؛ و اين اصل را حاكم كنند كه «حكومت از آن مردم است». پديده‌هاي جديد دوره رفورم خاتمي نيز همت خود را معطوف به همين مسأله كردند: پيگيري دموكراسي و نقد قدرت. اپوزيسيون جان گرفته، روشنفكران عرصه عمومي، احزاب نوپا. روزنامه‌نگاران نوظهور و جنبش دانشجويي راديكال دور شده از قدرت و همه وهمه، نگاهشان به «ساختار سياسي حاكم» بود. ضعف‌ها و قوت‌هاي آن و اينكه چگونه مي‌توان تحولي جدي در اين ساختار ايجاد كرد. هنوز هم چنين است.
به همين دليل بود كه هر چه از دوم خرداد سال 1376 دورتر شديم و بحران‌هاي بي‌پايان سرازير شد و هزينه رفورم بالاتر رفت، گروه بيشتري از اصلاح‌طلبان سابق و اولترارفورميست‌ها از خاتمي عبور كردند.
رئيس جمهور آرام و نجيب ايران كه نه داعيه «انقلابي‌گري» داشت و نه وعده «تغيير قانون اساسي» داده و نه هرگز «رهبري اصلاحات» را بر عهده گرفته بود، به دليل همه آن چيزهايي كه از همان ابتدا اعلام كرد كه انجام نخواهد داد، شماتت شد، فحش خورد و اهانت شنيد. و گروه گروه به او «پشت» كردند. هيچكس نخواست كه بازگردد و به آنچه خاتمي وعده كرده بود نظري بيندازد. سيد محمد خاتمي از اعضاي شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، وزير ارشاد يازده ساله دولت‌هاي ميرحسين موسوي و هاشمي رفسنجاني؛ عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي و رئيس كتابخانه ملي ايران هيچگاه وعده نكرده بود كه خواسته راديكال‌ترين حاميان خود را جامه عمل بپوشاند. با اين حال او بسيار فراتر از آنچه وعده داد، حركت كرد.
اگر در تمامي اين هشت سال، خاتمي باعث كشف عاملان قتل‌هاي زنجيره‌اي شده بود و عاملان كشتار مخالفان حكومت را از تاريكي به ميان نور كشانده بود، براي او كفايت مي‌كرد. مگر كم چيزي است پرونده‌اي كه قاتلان آن و بازجويان قاتلان و وكيل مدافع مقتولان آن همه تحت تعقيب‌اند و روزنامه‌نگاران پيگير آن قتل‌ها و محفل آدمكشان نيز نوعاً در حبس؟ مگر كم چيزي است پرونده‌اي كه تنها يكي از هزينه‌هاي آن حادثه هجوم به كوي دانشگاه است؟ و مگر كم چيزي است پرونده‌اي كه هنوز هم كسي را جرأت نزديك شدن به ريشه‌هاي آن نيست.
اگر در تمامي اين هشت سال، خاتمي باعث كشف عاملان قتل‌هاي زنجيره‌اي شده باشد، براي او كفايت مي‌كند. ولي او بسياري كارهاي ديگر نيز كرده و باعث و باني بسياري اتفاقات ديگر نيز شده است. به قول خودش مگر افتتاح ساختمان جديد كتابخانه ملي كم‌ كاري است؟
و به قول يكي از بزرگان محترم، مگر نشستن در برابر دانشجوياني كه به او «پشت» كرده‌اند كم كاري است؟ از اين موارد بسيار مي‌توان مثال آورد.
مگر نه اين كه در سال اول رياست جمهوري‌اش سوت و كف زدن جوانان منجر به پوشيدن كفن گروهي ديگر مي‌شد و سخن از مصدق راندن گناه كبيره بود؟ جامعه امروز را با هشت سال پيش نمي‌توان قياس كرد و گرچه همه اين تحولات را خاتمي ايجاد نكرده، ليكن او و حضور او در جايگاهي كه زماني فعال مايسئل بود و امروز حتي شهردار نيم‌درصدي تهران هم به آن تندي مي‌كند، كم‌ تأثيرگذار نبوده است.
ليكن به جز همه آنچه كه خاتمي كرده است و او را قابل دفاع و احترام مي‌كند، مهم‌ترين كاري كه او كرد تأثير شگفت‌انگيزي است كه بر فرهنگ عمومي مردم گذارده است. آنگاه كه او در برابر مردم «ايستاده» سخن مي‌گويد و تا كمر خم مي‌شود براي احترام به ملتش، فرهنگي جديد مي‌سازد كه چندان آشناي با ذهن جامعه ايران نيست.
كاري كه همه ما به آن توجهي نكرديم، فرهنگ جامعه‌اي بود كه برآيند واقعي آن در ساختارهاي حاكم تجلي يافته است. ترديد نبايد كرد كه چكيده فرهنگ ملت است كه در اين ساختارها نمايان مي‌شود و خاتمي با روش جديد رفتارش و با تحمل و نقدپذيري و آرامش و تبسمش، تأثيري ماندگار بر فرهنگ مردم گذارد.
و امروز آن كه اعتبارش سقوط خواهد كرد، كسي است كه در برابر مردم تعظيم نكند و اهميت كار خاتمي در آنجاست كه كوشيد برآيند واقعي فرهنگ جامعه ايران را از آنچه در ساختار حاكم تجلي يافته، فراتر برد. ليكن ما كاري در اين باره نكرديم. امروز دوم خرداد است و به حرمت خاتمي روزي گرامي است.

رد صلاحيت دكتر ابراهيم يزدي و دكتر مصطفي معين

اطلاعيه شوراي نگهبان را وزارت كشور منتشر نكرده و اين نكته مهمي است. شوراي نگهبان هم در اطلاعيه خود خيلي لي لي به لالاي وزارت كشور و همه ردصلاحيت شده ها گذاشته. جالب است كه از نظر جنتي و دوستانش احمدي نژاد و محسن رضايي و قاليباف و لاريجاني براي رياست جمهوري صلاحيت دارند اما معين ندارد. سطح آقايان همين است و كاري نمي شود كرد ؛ بايد منتظر تحولات بعدي بود.اگر همينطور پيش برود حداقل مطمئن هستيم كه نبايد راي داد. نكته جالب آنست كه از كانديداهاي راست افراطي هيچكس ردصلاحيت نشده است. من فكر ميكنم اين اتفاق خوبي است. اگر معين يا حتي ابراهيم يزدي تاييد ميشدند امكان راي آوردن آنها با توجه به شرايط جامعه كم بود. اينطوري حداقل امكان تشكيل يك اپوزيسيون قانوني و قدرتمند و احتمال بوجود آمدن يك جبهه بزرگ سياسي بيشتر فراهم مي شود. هرچند كه با احوالاتي كه من از اين حضرات روشنفكر مي شناسم اين فرصت را هم از دست مي دهند.

Free counter and web stats