زمستان
پراکنده نوشته‎هاي محمد حيدري
یکشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۸


ما تنها از استبداد بيزاريم

يك هفته بيشتر شد كه علي معظمي در اوين است. لابد بازجويي‌هاي اوليه ــ مثل اينكه سوابقت چيست و خانواده‌ات كدامند و دوستانت چه مي‌كنند و... ــ تمام شده و ممكن است كه حالا نوبت به گپ و گفت نظري رسيده باشد. فرضا اينكه نظرش درباره جنبش سبز چيست و اوضاع را چطور مي‌بيند؟
علي را از شرق شناختم. شرق فرجام تلخي داشت. حتي پيش از آنكه همه‌ي دوستان ناچار از ترك آن شوند فرجامش براي من تلخ بود. اما چه خوب بود كه چند اتاق آنطرف‌تر علي معظمي كار صفحه انديشه را پيش مي‌برد و ما به مرور همديگر را مي‌شناختيم.
بچه‌هاي انديشه به دليل فضاي كاري‌شان تصاوير فيلسوفان معاصر را بر ديوار زده بودند : هوسرل و ويتگنشتاين و راسل و سارتر و ريكور و خيلي‌هاي ديگر – و البته تصويري از جهانگيرخان‌ صوراسرافيل هم آن وسط‌ها بود. و من كه هميشه كار تاريخ كرده‌ام با لذت، سبيل‌هاي تاب‌خورده‌ي صوراسرافيل را مي‌ديدم و مي‌دانستم كه اين «دوست» ما است كه اين تصوير را در ميان آن همه اشكال غريب بالا برده است. علي معظمي از خوش‌فكرترين جوانان نسل ما است. زندگي‌اش با انديشه و فلسفه مي‌گذرد. كتاب ترجمه مي‌كند و ويراستاري مي‌كند و اگر گذاشتند كه روزنامه‌اي منتشر شود كار روزنامه‌نگاري هم خوب كاري است. خوب فكر مي‌كند و خوب مي نويسد و خوب مي‌فهمد. علي دانشجوي دكتري فلسفه است.چيزي نمانده كه با افتخار بگوييم آقاي دكتر علي معظمي رفيق ما است.
اينها را نوشتم كه آقاي بازجو كه مي‌دانم اين نوشته را خواهد خواند، حواسش باشد كه رفيق ما كيست. وقتي نظرش را مي‌پرسد كه چرا چنين شد و امروز بعد از ماه‌ها هنوز كشور آرام نيست و چه حادثه‌اي در اعماق جامعه ايران در حال تكوين است كه امواج اوليه آن چنين طوفاني به پا كرده؛ بايد با دقت به حرف‌هاي علي آقا گوش كند. حرف‌هاي علي معظمي كه مثل حرف‌هاي مدير فلان روزنامه نيست كه چشمهايش را بسته و گوشهايش را گرفته. علي خوب مي‌بيند و خوب مي‌شنود و خوب مي‌فهمد كه چه بر ما مي‌گذرد.
ما نيزهمانند او فكر مي‌كنيم وتنها از استبداد بيزاريم. لابد برمي‌خورد اين حرف به بازجوي محترم كه «خب! از استبداد بيزاري؟ باش. به ما چه ارتباطي دارد. ما كه مستبد نيستيم. مملكت گل و بلبل است و بحران هم كه اصلا وجود ندارد و همه‌ي مردم هم راضي‌اند و هيچ ظلمي هم نشده است. اگر هم خداي نخواسته ظلمي شده باشد اتفاق ناخواسته‌اي است و خودسرانه بوده» عجب! پس اينكه علي معظمي را دم عيد برده‌اي اوين و دخترش چشم براه است هم خود سرانه است؟ وگرنه علي جز خواندن و خواندن و گاه نوشتن افكارش چه كرده است؟ رهايش كنيد. ليست زندانيان را نگاه كنيد. چطور شد كه باهوش‌ترين و باسوادترين‌ها و بهترين جوانان و پيران مخالف شما شدند؟ هيچ ايرادي بر شما وارد نيست؟ رها كنيد دوستان ما را. احمد زيدآبادي مگر چه كرده است؟ خانم بدرالسادات مفيدي گناهش چيست؟ احمد قابل، عماد بهاور، كيوان صميمي، عمادالدين باقي، مسعود باستاني، بهمن احمدي، عيسي سحرخيز، هنگامه شهيدي، اكبر منتجبي، و بسياري ديگر
ستمگري چه كمكي مي‌كند به حل بحراني كه خود ساخته‌ايد؟ بسياري از عزيزترين دوستان ما اكنون ماه‌هاست كه در زندان‌اند و البته هيچ نكرده‌اند و فقط از استبداد بيزارند.

ليستي از روزنامه‌نگاران زنداني
پنجشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۸





عبدالرضا تاجيك را در خيابان گير آوردم - داشت از آزادي‌اش استفاده مي‌كرد!گرفتمش كه كمي اين شهر خاموش را بگرديم - سياه پوشيده بود - نپرسيدم چرا - مي‌توان حدس زد-
اول رفتيم منزل دكتر ملكي كه خواب بود و خسته - قرار شد جمعه، دوباره خدمتش برسيم
بعد از ظهر هم رفتيم منزل سرسبز دكتر مرتضي كاظميان عزيز
همه سبز بودند -
شكر خدا كه كيان پدرش را ديد كه از سفر اصفهان بازگشته است! والبته برايش عجيب بود كه چرا
هركس سفر اصفهان مي‌رود ريشو برمي‌گردد

تكلمه: عكس‌هاي بلاگر بعضي جاها مسدود است اگر با جاي خالي عكس مواجه شديد به اين نكته توجه داشته باشيد
سه‌شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۸
پنجشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۸
افزایش بحران سیاسی با دستگیری فعالان سیاسی و اجتماعی
بنام خدا
پس از انتخابات ریاست جمهوری خط مشی برخورد شدید خیابانی، احضار و بازداشت وسیع شهروندان معترض و دستگیری فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران که همگی جرمی جز اعتراض مسالمت‌آمیز به نتایج انتخابات نداشته‌اند، در دستور کار دولت و حامیان آن قرار گرفته است. همانگونه که تجارب تاریخی بارها نشان داده است برخوردهای پلیسی و امنیتی با مخالفان و منتقدان، بدون توجه به ریشه‌های واقعی بحران، هیچ گاه نتایج ماندگاری که در برگیرنده منافع ملی باشد، بدست نخواهد داد و به جز تاثیراتی محدود، نمی‌تواند از افزایش پیامدهای بحران جلوگیری کند.
در همین راستا در هفته‌های اخیر موج بازداشت‌های فعالان سیاسی افزایش یافته است و عده‌ای از وابستگان ملی - مذهبی در شهرستان‌ها نیز احضار و مورد بازجویی‌های غیر قانونی قرار گرفته و یا بازداشت شده‌اند.آخرین بازداشت‌ها در شهرهای اهواز و تبریز صورت گرفت و در این میان عباس پوراظهری، مسعود لدنی، پروین کهزادی، رضا طباطبایی، حسام کاویاری و آرش عارف‌زاده بازداشت شده‌اند. همچنین فعالان دیگری هم چون دکتر غفار فرزدی، دکتر باقر صدری‌نیا و مهندس وحید شیخ‌بگلو نیز راهی زندان شدند‌.
ما ضمن اعتراض به این شیوه بازداشت‌های غیر قانونی در سراسر کشور، خواهان آزادی هر چه سریعتر زندانیان سیاسی هستیم و بار دیگر به دست‌اندرکاران امور هشدار می‌دهیم بیش از این باعث خدشه‌دار شدن آرمان‌های همگانی مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت و توسعه نشوند و با تضعیف توان ملی کشور، منافع ملی ایران را به خطر نیندازند.
شورای فعالان ملی - مذهبی
28 بهمن 1388
شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۸
برای بهمن عزیز

خبرهای خوبی نیست. مدتهاست که چیزی نمی نویسم. هم حسش نیست و هم آنقدر حرف هست که نمیدانم از کجا باید شروع کرد. دوستان ما همه یا در حبس رفته اند یا بی خانمان اند. فتنه میبارد از این سقف مقرنس -
از زندان عبدالرضا تاجیک ماه ها گذشت. نمی آید بیرون لا مصب که کمی سربه سرش بگذاریم.شنیدم که وضعش خوب نیست. هم سلولی اش را برده اند به سرای مرگ و خاطره اش رها نمیکند تاجیک ما را.
احمد آقای زیدآبادی رفته گوهر دشت. چه فرق میکند برای ما که او کجاست؟ اما کاش همین نزدیکتر اوین بود. خیالمان راحت تر میبود.
آقای کیوان صمیممی را شنیدم به مقاومت و شرافت میخواند و جوانان را دور هم جمع کرده. دکتر ملکی و مرتضي كاظميان عزيز و حضرت محمد جواد مظفر و دیگران و دیگران و خیلی ها که هزاران نفر شده اند امروز
...
اما اخبار دستگیری خانواده بهمن عزیز را که خواندم چند روزی هست که به خودم گفتم چیزی بنویسم برای بهمن. کار او سخت تر است. دور از وطن و با اینهمه رنجی که میکشد
و میگذرند این روزهای تلخ .
بهمن خان - برایت تفالی زدم به حافظ و این گیرم آمد که:
زمرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که با «ده» زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرمست مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد

نمیدانم چرا اما برایت اول از هرچیزی گفته بود که: موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
میدانم که دیر نیست آن روزها نه برای تو و نه برای ما
برای گرامی‌داشت مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران در تظاهرات 22 بهمن شرکت می‌کنیم
به نام خدا
هموطنان گرامی
22 بهمن یادآور خاطره پیروزی انقلاب بزرگ مردم ایران برعلیه رژیمی نامشروع و برخاسته از کودتایی خونین و متکی بر قدرت‌های فراملی است. رژیمی که قدرت‌اش در شخص شاه متمرکز شده بود و هیچ نقدی را بر نمی‌تافت و مخالفانش را به زندان می‌افکند و از شکنجه و تبعید برای خاموش کردن صدای آن ها بهره می برد. رژیمی که بخش مهمی از سرمایه‌های ملی را صرف تسلیحات نظامی‌ می‌کرد؛ اراده مردم را نادیده می‌گرفت و به لوازم دموکراسی، هم‌چون آزادی مطبوعات و احزاب و انتخابات آزاد تن نمی‌داد، نسبت به باورها و خواست‌های مردم بی‌اعتنایی می‌کرد و ارزش‌های دینی را نادیده می‌گرفت.
مردم ایران از همه طیف‌ها و عقاید، بر آن ستم‌ها و تبعیضات شوریدند و با الهام از آموزه‌ها و ارزش‌های انسانی و عدالت‌طلبانه دینی، هنگامه‌ای بزرگ آفریدند و شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» سر دادند تا هم شکل نظام سیاسی خود (ساختار جمهوری) و هم جهت‌گیری هویتی آن (نظام توحیدی مبتنی بر نفی همه اشکال تبعیض) را اعلان نمایند و هم «آزادی» و «استقلال» را به مثابه دو مولفه بنیادی و جداناپذیر مطالبات خویش معرفی کنند.
مردم رژیم شاهنشاهی را ساقط کردند، اما چندان به درازا نکشید که تنگ نظری‌ها، قدرت‌طلبی‌ها و نفع‌جویی‌ها، مسیر اهداف اصیل و همگانی انقلاب را به «استحاله» برد و روند حذف و خشونت نسبت به دگراندیشان آغاز شد و تا حذف جناح‌های درون حکومت، تداوم یافت.
اما جامعه‌ی پویا و مردم آزادی‌خواه ایران، در دو مقطع 76و 88در چارچوب جنبش اصلاحات و جنبش سبز در برابر روند استحاله حاکمیت و با هدف احیای دموکراسی و مردم‌سالاری و برقراری نظامی عادلانه و مبتنی بر ارزش‌های دینی و ملی، اراده خود را اظهار نمود.
مردم ایران در انقلاب 57 در تداوم مطالبات تاریخی انقلاب مشروطه و نهضت ملی خواهان آزادی، حکومت قانون و حذف اشکال مختلف خشونت و بی‌عدالتی از حیات اجتماعی خود بودند و در تداوم همان اهداف، در شرایط کنونی نیز در چارچوب جنبش سبز به نحوی تکامل‌یافته‌تر، مطالبات آزادی‌خواهانه خود را در قالب جنبشی اجتماعی و بدون خشونت پیگیری می‌کنند.
در شرایط کنونی، ضرورت برقراری تعادل بین مطالبات انباشته شده جامعه ناکام ایران از یک سو، و تداوم منطقی و هدفمند جنبش سبز از سوی دیگر، شرایط حساسی را پیش روی ما قرار داده است. نکته قابل ملاحظه در شرایط خطیر کنونی، اولویت‌بندی مطالبات است. ضمن پذیرش تکثر نیروهای فعال در جنبش سبز و وجود انواع مطالبات بر حق نیروهای فعال در این جنبش، برنامه‌های مورد توافق و مشترکی که در بیانیه‌های رهبران مدنی جنبش (آقایان موسوی، کروبی و خاتمی و بویژه بیانیه 17آقای موسوی) ارائه شده، حوزه مشترک مطالبات کنونی جامعه متکثر ایرانی را پوشش می‌دهد و از این رو باید به رسمیت شناخته شده و مورد حمایت قرار گیرد.
ما با گرامی‌داشت سال‌روز تاریخی 22 بهمن ماه، به مثابه روز بیان‌کننده اراده استوار مردم ایران در استقرار نظمی نوین؛ مشارکت طیف‌های مختلف فکری و سیاسی را حق همه آنان و همه اقشار اجتماعی با عقاید و سلایق و مطالبات گوناگون مدنی در روز بزرگداشت این رخداد تاریخی می‌دانیم و به همراه همه مردم ایران در تظاهرات 22بهمن ماه شر کت می‌کنیم.
شورای فعالان ملی – مذهبی
19 بهمن 1388
سه‌شنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۸
هشدار درباره دوقطبي کردن فضاي کشور

به نام خدا
هموطنان گرامي،
جامعه ايران در وضعيت خطيري قرار گرفته است. پس از انتخابات مخدوش خرداد 88، اكنون بيش از هفت ماه است که بخش قابل ملاحظه‌اي از مردم ايران، و بخش اعظمي از نخبگان آن، اعتراض خود را به آن انتخابات و برخي سياست‌ها و رفتارهاي قبل و بعد از آن، به اشکال مختلف اما در قالب جنبش سبز ، نشان داده‌اند. از آن سو، جناح غالب حاکم، از ابتدا با تحقير، تخفيف و نيز وابسته و اغتشاشگر خواندن معترضان اقدام به سرکوب فعالان سياسي و اجتماعي اين جنبش نمود. اما عليرغم به کارگيري تلاش ها براي اعمال هر چه بيشتر خشونت و بي‌رحمي، اين جنبش همچنان "خود مي‌نماياند" و حذف آن با شكست مواجه شده است. با اين حال، افراطيون حاکم، همچنان بر طبل بي‌حاصل حذف و خشونت مي‌كوبند و از به رسميت شناختن اين جنبش، كه مدافع حقوق اساسي ملت است، خودداري مي‌كنند .
عاشوراي خونين امسال اوج بحراني بود که نيم سالي است در فضاي سياسي جامعه ما چهره نموده است . در پاسخ به اين بحران ميرحسين موسوي، در بيانيه هفدهم خود، نقطه عزيمت حل مشکلات کشور را، به رسميت شناختن "بحران" توسط حاکمان دانست.
بحران کنوني جامعه ما برخاسته از تحولاتي اساسي است که در اعماق جامعه ايران اتفاق افتاده است. در يک سو، بخش عمده‌اي از مردم قرار دارند که همگام با تحولات بنيادي جامعه ايران (رشد شهرنشيني، طبقه متوسط، دانش و آگاهي، تحصيلات عاليه، رسانه‌هاي جمعي، حضور گروه‌هاي مختلف اجتماعي و به وپژه زنان در عرصه‌هاي گوناگون)، خواهان مشارکت در فرايندهاي عمومي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري در تعيين سرنوشت خود، رسميت يافتن سبکهاي مختلف زندگي، برقراري آزادي، دموکراسي، پيشرفت و عدالت‌‌اند. و در سوي ديگر، گروه محدودي قرار دارد که تمايلي براي به رسميت شناختن اين تحولات و حاملان آن ندارد؛ و با اتکاء به درآمد نفت، تغذيه ماشين سياسي و قضايي و امنيتي خود از آن راه، اعمال قدرت متمرکز و غيرمشارکتي، ارائه نظرگاه‌هاي تقابلي در رابطه با جهان؛ و با حراست از منافع بادآورده خود (بويژه در 5 ساله اخير)، در برابر خواسته‌هاي مدني و مشارکت‌طلب آن نيروي ملي ايستاده است. بحران کنوني، به واقع، از رابطه تقابلي و غيرتعاملي اين دو نيرو نشأت مي‌گيرد.
البته در ايران، يك نيروي سنتي وجود دارد كه، نيروهاي تحول‌خواه، نه تنها خود را در برابر آن نمي‌يابند، بلكه معتقدند ايران بزرگ متعلق به همگان است. اما، گروه سركوبگر رانتي، با فريبكاري، در پي معرفي خود به مثابه نماينده آن نيروي سنتي جامعه است؛ كه رفتارهاي افراطي اين جناح، به وپژه در ماه‌هاي اخير، به گونه‌اي بوده كه اعتراض آن نيروي سنتي را نيز به همراه آورده است.
به اعتقاد ما جنبش سبز فرصتي استثنايي پديد آورده تا راهي کم‌هزينه براي برون‌رفت از بحران‌هاي جامعه ايران و رفع موانع توسعه‌يافتگي در پيش گرفته شود؛ اما دريغ که قدر چنين فرصتي دانسته نشد و جناح غالب، سرکوب جنبش را در دستور کار خود قرار داده است. اينک نيز افراطيون اين جناح سعي در هر چه دوقطبي‌تر کردن اوضاع مي‌کنند تا هيچ گونه راه حلي براي کاستن از اين وضعيت دوقطبي فرصت طرح نيابد و به شدت ملکوک و سرکوب شود. اين جناح پس از راهپيمايي‌هاي روزهاي پس از انتخابات، تصور مي‌کرد که با تشديد فشار و سرکوب مي‌تواند حرکات اعتراضي را تحليل ‌برد و آن را از راهپيمايي، به تجمعات پراکنده تبديل ‌کند. اما راهپيمايي گسترده در تشييع پيكر فقيه مجاهد آيت‌الله العظمي منتظري بار ديگر نشانگر شکست اين تصور نادرست و عمق اجتماعي جنبش اعتراضي بود. حضور گسترده معترضان در روز عاشورا، عليرغم به کارگيري شديدترين روش‌هاي سرکوب نيز يک بار ديگر ناکارآمدي سركوب و خشونت عليه مردم تحول‌خواه را نشان داد. اما آنان هم‌چنان با دروغ، تهمت، اغراق و سفسطه سعي در دوقطبي‌سازي مذهبي-غيرمذهبي، عاشورايي‌-ضد عاشورايي و تحريک احساسات ديني نمودند تا هم چنان به شيوه نادرست حذف و ناديده گرفتن معترضان و مخالفان ادامه دهند.
ما اينک يک بار ديگر، و در امتداد بيانيه مسئولانه آقاي موسوي و مواضع حق‌طلبانه آقاي کروبي و نصايح مشفقانه آقاي خاتمي، به دست‌اندرکاران حاکميت انذار مي‌دهيم که به جاي اصرار بر شيوه‌هاي ناکارآمد گذشته و بي‌اعتنايي به خواسته‌هاي بخش عمده‌اي از مردم و نخبگان جامعه ايراني، سخنان آنان را بشنوند و بحران موجود را ببينند و راه تعامل را به جاي مسير سراب‌گونه تقابل در پيش گيرند .بر اين اساس ما مشفقانه و مصرانه مي‌خواهيم آنان راه‌حل‌هاي آقاي موسوي در بيانيه شماره هفده را بپذيرند. در غير اين صورت، قابل پيش‌بيني است که بحران تداوم خواهد يافت چه، جنبش اعتراضي نيروي تحول‌خواه و نوگراي جامعه ايراني قابل حذف و سرکوب نيست و فشارهاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و مشکلات برخاسته از سياست‌هاي غيرکارشناسانه و ماجراجويانه دولت حاکم، روز به روز بر شکاف دولت – ملت خواهد افزود و اقشار وسيع‌تري را در مقابل جناح حاکم قرار خواهد داد.
از سوي ديگر، ما بنا بر تجارب تاريخي خويش، خود را مسئول مي‌دانيم که از همه فعالان جنبش اعتراضي نيز بخواهيم همچنان بر شيوه‌هاي مسالمت‌جويانه و مدني خود، پايبند بمانند و حتي به صورت واکنشي نيز از اين خط‌مشي عدول نکنند. تجارب فراوان تاريخي نشان داده است که افراطيون سرکوب‌گر، هميشه خواهان تندتر و خشن‌تر شدن اوضاع جهت تشديد حالت دوقطبي و سرکوب راحت‌تر مخالفان خود هستند؛ ضمن آنکه، خشونت هميشه خشونت مي‌زايد و پيروزي مفروض را نيز، به خاطر نهادينه شدن خشونت ادواري حاکمان و محکومان، به يک شکست تاريخي مجدد بدل مي‌کند. جنبش اعتراضي سبز، جنبشي متکثر است که طيف‌هاي مختلف فعال در آن داراي مطالبات متنوع و مختلفي هستند. براين اساس شعارها و خواسته‌هاي جنبش بايد معدل و مخرج مشترکي از تمام اين طيف‌ها باشد. اين امر از يک سو، و محاسبه توازن و تناسب قواي جنبش (به عنوان حرکت عمدتا برخاسته از طبقه متوسط شهري در ايران) از سوي ديگر، اقتضا مي‌کند که شعارها و مطالبات اين حرکت از بيانيه شماره هفده آقاي موسوي، که مورد حمايت وسيع افراد و نيروهاي فعال جنبش قرار گرفته، تخطي ننمايد و باعث تفرقه دروني و نيز موجب وحدت مخالفان جنبش نگردد. بردباري و مداومت، رمز پيروزي اين خواسته‌هاي مدني است که نبايد تحت تأثير احساسات و حرکت‌هاي واکنشي قرار گرفته و باعث تکرار مکرر تجارب غمبار تاريخي ناشي از چپ‌روي (و راست‌روي) از مشروطيت تاکنون گردد. بر اين اساس ما همگان را به حفظ مسالمت و عدم خشونت و جلوگيري از هر گونه تک‌روي و تندروي دعوت مي‌کنيم. شعارِ محدود و مداومت و مقاومتِ نامحدود، تجربه گرانباري در تاريخ معاصر ماست.
ما ضمن حمايت مجدد از تلاشهاي خستگي ناپذير آقايان موسوي، کروبي و خاتمي، اين بزرگواران را به مثابه مراجع مورد اعتماد جنبش سبز ايران، در هر گونه مذاکره و توافق براي دفاع از مطالبات مدني، مسالمت‌آميز و قانوني مردم و در راستاي تحقق آزادي انتخابات، بيان، تجمعات و امثالهم، و بويژه آزادي زندانيان سياسي، تلقي مي‌نمائيم. ما تعامل نيروها و جلوگيري از دوقطبي شدن اوضاع را به نفع منافع ملي، مردم ايران و جنبش سبز مي‌دانيم و در مسير تحقق تدريجي خواسته‌هاي دموکراتيک و عدالت‌طلبانه مردم از آن استقبال مي‌کنيم. بدين ترتيب پيامدها و هزينه‌هاي هرگونه گريز از اين رويکرد و تلاش بيهوده براي انکار نيروي نوين و تحول‌خواه جامعه ايران و سرکوب آن در ذيل گفتارهاي "دوقطبي" برعهده افراطياني است که روزي بايد پاسخ‌گوي وجدان، خدا و مردم خويش به خاطر اين سياه‌کاري‌ها و نابودي توان و امکانات مادي و معنوي کشور در راه حفظ منافع و مناصب خويش باشند.
شوراي فعالان ملي- مذهبي

1388.10.28
جمعه، دی ۱۸، ۱۳۸۸
به نام خدا

محکوميت تشديد بازداشت‌ها و فشارهاي سياسي بر نيروهاي ملي- مذهبي

پس از سرکوب خونين مردم در عاشورا و راه اندازي سناريوهاي رسانه‌اي و تبليغاتي، موج جديد دستگيري روزنامه‌نگاران و فعالان سياسي- مدني از طیف‌های مختلف آغاز شده است. در اين روند، نيروهاي ملي- مذهبي نیز به طرق مختلف تحت فشار و ايذاء قرار گرفته‌اند:
1- تشديد فشار بر احزاب و سازمان‌هاي سياسي، محدود نمودن فعاليت‌ها و دستگيري رهبران و اعضاي آنها نظير بازداشت آقای دکتر ابراهیم یزدی (دبير کل) و برخی اعضا و منسوبین دیگر نهضت آزادی ایران و بازداشت آقای امیر دلیرثانی عضو شوراي مرکزي جنبش مسلمانان مبارز ایران.
2- بازداشت غيرقانوني و غيرمنصفانه روزنامه‌نگاران هم‌انديش ما نظير آقايان مرتضي کاظميان و عبدالرضا تاجيک و راه اندازي اتهامات واهي نسبت به آنها از طريق بلندگوهاي تبليغاتي دولتي.
3- قطعي نمودن حکم ناعادلانه آقای احمد زيدآبادي مبني بر زندان، تبعيد و محروميت نامحدود از حقوق اساسي و مدني.
دستگيري افرادي که داراي شناسنامه فکري و سياسي روشن بوده و هميشه در چارچوب حقوق اساسي مصرحه در قانون اساسي عمل کرده‌اند و در راستاي منافع ملي، حقوق و آرمانهاي ملي- مذهبي مردم ايران را پي‌جويي نموده‌اند، نتيجه‌اي براي عاملان و آمران آن نخواهد داشت.
دوستان ما سالهاست که با مشي مسالمت‌آميز و آگاهي‌بخش، بر حقوق ملت پافشاري نموده و هزينه‌هاي آن را پرداخت نموده‌اند و در پيشگاه خداوند و وجدان ملت، پرونده‌ي روشني از عدالت‌خواهي و آزادي‌خواهي و مشي مسالمت‌آميز داشته‌اند. اتهاماتي که از رسانه‌هاي اقتدارگرا براي فعالان سياسي و روزنامه‌نگاران ملي- مذهبي و صدها فعال سياسي- مدني (از اصلاح‌طلبان تا فعالان دانشجويي و اپوزوسيون قانوني کشور) طرح شده، سرانجامي جز خسران براي بازيگران عرصه‌ي قدرت نخواهد داشت.
کساني که قصد داشتند طي يک هفته بساط اعتراض به انتخابات را جمع کنند، از بازداشت‌هاي قبلي چه نتيجه‌اي گرفته‌اند، که اينک پس از شش ماه، هر روز با بازداشت‌هاي جديد و تهديدهاي بيشتر، همان سياست را پي‌گيري مي‌کنند؟! ما بار ديگر به آمران و عاملان اين بحران‌ها هشدار مي‌دهيم که از تاريخ درس بگيرند و با تمکين در برابر خواست ملت، راه مدارا و مسالمت با مردم را برگزينند.
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
(المائده/8)
اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، براي خدا به پاخيزيد و گواهان عدالت باشيد. دشمني با گروهي ديگر شما را به بي‌عدالتي نکشاند. دادگري کنيد كه به تقوي نزديكتر است و از خدا بترسيد كه او به کردار شما آگاه است.
شوراي فعالان ملي- مذهبي
15/10/88
Free counter and web stats